تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
شكاك‌ترين شكاكان و سوفسطائىترين سوفسطائيان در عمل ، به پيروى از فطرت خويش رئاليست و واقع‌بين هستند و به قول « پاسكال » شكاك واقعى يافت نمىشود . فلسفه اين اصل بديهى و قطعى را « اصل متعارف » قرار داده و چنان كه بعداً درهمين مقاله خواهيم ديد مسائل اساسى فلسفه كه آنها را به نام « مسائل وجود » مىخوانيم و به تبع ساير مسائل مهم فلسفى به ترتيب از همين اصل استبناط شده است . اصل امتناع تناقض چون « زيربناى » تمام اصول فكرى بشرى است « 1 » در همهء علوم و همهء مسائل مورد استعمال دارد و به اصطلاح از اصول متعارفهء عامه است ولى اصل اثبات واقعيت تنها در فلسفه است كه به عنوان « اصل متعارف » مورد استعمال قرار مىگيرد . اصول موضوعه در فلسفه : در مقالهء 1 آن جا كه رابطهء فلسفه و [ و علوم ] را بيان مىكرديم به نيازمندىهاى علوم به فلسفه و هم‌چنين به نيامندىها و استفاده كردن‌هاى فلسفه از علوم اشاره كرديم و گفتيم كه فلسفه خواه ناخواه نتايج تحقيقات علوم را مورد استفاده قرار مىدهد . آن نتايج علمى به منزلهء مواد اوليه‌اى است كه در اختيار فلسفه قرار داده مىشود و فلسفه از آن مواد اوليه حقايق كلى فلسفى مىسازد . اصول موضوعهء فلسفى عبارت است از همان موادى كه علوم در اختيار فلسفه قرار مىدهد و البته همواره ضمانت صحت و سقم مواد به عهدهء علم است و فلسفه نمىتواند صحت و سقم مطلق آن حقايق فلسفى را كه از مواد علمى تهيه شده تضمين كند . علىهذا هر استدلال فلسفى كه متكى به مواد علمى باشد درجهء صحت و استوارىاش تابع درجهء صحت و اعتبار آن مسئله علمى است ، به خلاف استدلالات فلسفى خالص كه بر پايهء بديهيات اوليه و اصول متعارفه قرار گرفته كه فلسفه مىتواند صحت مطلق آنها را تضمين كند . لهذا آن قسمت از مسائل فلسفى كه مبتنى بر قبول مسائل حسى و تجربى يا حدسى و تخمينى طبيعيات و فلكيات بوده يا هست با تجديدنظرهايى كه در مسائل طبيعى و
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مقالهء 5
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 31 | محمد باقر شريعتى سبزوارى