فلكى شده و مىشود ، مورد تجديدنظر قرار گرفته و خواهد گرفت .
يكى از قسمتهايى كه فوقالعاده لازم است مورد بررسى قرار گيرد همانا تفكيك مسائل فلسفى خالص از مسائل متكى به علوم است و تاكنون ديده نشده كه كسى درصدد اين تفكيك و تجزيه برآيد و اين جانب در نظر دارد كه پس از آن كه با دقت همهء آن مسائل را از يكديگر تفكيك كرده در محل مناسبى بيان نمايد ؛ آنچه مىتواند در اين جا بيان كند همين قدر است كه مسائل عمدهاى كه در فلسفه هست و به منزلهء ستون فقرات فلسفه به شمار مىرود از نوع مسائل فلسفى خالص است و فقط قسمتى از مسائل فرعى علت و معلول و قسمتى از مباحث قوه و فعل و حركت و بعضى قسمتهاى فرعى ديگر است كه خواه و ناخواه متكى به نظريههاى علمى بايد بوده باشد و در حقيقت مسائلى كه مربوط به شناختن جهان هستى از جنبهء كلى و عمومى است ، مثل مسائل وجود و عدم و ضرورت و امكان و وحدت و كثرت و علت و معلول و متناهى و نامتناهى و غيره جنبهء فلسفى خالص دارد . در سيستمهاى فلسفى حسى اصول نظريهها مبتنى بر همين اصول موضوعه است ، بلكه گاهى بر فرضيههاى غيرقطعى كه از جنبهء علمى نيز محقق شناخته نشده مبتنى مىشود و اين خصوصيت از همه بيشتر در ناصيهء ( پيشانى ) فلسفه ماترياليسم ديالكتيك هويداست .
منشأ اختلاف علوم و فنون از لحاظ اصول متعارفه و موضوعه و از لحاظ روش و اسلوب تفكر
در هر يك از علوم و همچنين فلسفه يك عده اصول متعارفه وموضوعهء معيّنى به كار برده مىشود كه در غير آن ، مورد استفاده نيست و در حقيقت هر يك يا چند اصل متعارف و اصل موضوع اختصاص دارد به مورد خاصى و همچنين همهء علوم و فنون از لحاظ سبك تحقيق و روش تفكر يكسان نيستند ، زيرا هر چند همگى محصول انديشه و فعاليت فكرى و عقلانى هستند ولى سبك فعاليت و تحقيق در همه جا يكسان نيست ، در برخى موارد بايد راه عمل و آزمايش خارجى را پيش گرفت و در برخى موارد بايد تنها به مشاهده و احساس پرداخت و در برخى موارد بايد مشاهدهء حضورى و در برخى موارد بايد تنها به مشاهده و احساس