تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بلكه مىخواهيم بگوييم حادثهء اتفاقى در هر يك از مثال‌ها ارتباطى به علل و عواملى كه در مثال ذكر شده نداشته و از جريان آنها پيش‌بينى نمىشد ؛ مثلًا در مثال محصول و سرما ( مثال 1 ) طبيعت درخت‌هاى ميوه و سبز شدن بهارى و شكوفه باز كردن و باز نگاهداشتن و به واسطهء تغذيه ميوه را بزرگ نمودن و بالاخره اين مجموعه ، اين غايت را ( سرما و از ميان رفتن ميوه ) در دنبال خود نداشته و پيش‌بينى نمىشد پس حادثه اتفاقى غايتى است كه بدون ارتباط به فاعل و بىاقتضاى فاعل در دنبال كار بيايد . و از اين جاست كه در جاهايى كه ارتباط فاعل و فعل و غايت درست است نمىشود دعوى اتفاق نمود ؛ مثلًا درست نيست بگوييم : همه پله‌هاى نردبان را بالا رفتم اتفاقاً به بام رسيدم ، هر چه آب در حوض بود بيرون كشيدم اتفاقاً حوض خالى شد ، سنگى از ديوار جدا شده و پايين آمد و اتفاقاً به زمين رسيد . و با تأمل در اين بيانات دست‌گير مىشود كه در مورد اتفاق ، بايد سلسله‌اى از علل ، معلول خود را به وجود آورند و يك رشته ديگرى از علل نيز معلول ديگرى را موجود سازند و به واسطهء برخوردى كه ميانشان پيدا مىشود ، سلسله دويم در مجراى سلسلهء اول تصرف و تأثيرى موافق يا مخالف انجام مىدهند كه با سلسله اول ارتباط نداشته باشد . روى هم رفته از سخنان گذشته دست‌گير مىشود كه : « اتفاق ، پيدا شدن غايتى است كه ارتباط به فاعل يا فعل نداشته باشد » و از اين بيان مىتوان فهميد كه ماديين در تشخيص مفهوم اتفاق راه خطا پيموده‌اند . اينان گاهى كه در قانون علت و معلول سخن مىرانند مىگويند پيدايش و پيشرفت علوم به ثبوت رسانيده كه قانون علت و معلول ثابت بوده و اتفاقى در كار نيست و گاهى كه از غايات آفرينش سخن به ميان مىآيد از ريشه منكر شده و مىگويند هر موجودى كه با جهازهاى مخصوصى از قوى و اعضاى مجهز شده نه براى اين است كه منافع و نتايج آنها در وجودش منظور بوده بلكه چون ابزار مخصوص را داشته راهى كه موافق آنهاست مىپيمايد . و نتيجهء اين سخن اين است كه اتفاق را كه نفى كرده‌اند به معناى نفى علت فاعلى ( يا نفى علت غيرغائى ) گرفته‌اند .