به چه دليل مىتوان گفت و از چه راه بگوييم كه جهان پهناور هستى با نظام شگفتآور خودش از براى انسان ناچيز آفريده شده و يا اين كه جهان به استثناى انسان براى حيوانات ديگر به وجود آمده است و همچنين . . .
بلكه از روى فرضيههاى علمى ، جهان هستى تودهء انبوهى است از انرژى كه با تراكم گروهى از خود اجزاى اتمى ماده را به وجود آورده و با تركيب اجزاى اتمى عناصر را و با تركيب عناصر ، اجسام بىشمارى را تهيه نموده و با حركت و تحول عمومى پيوسته صور و خواص آنها در تغيير مىباشد . آن گاه هر پديدهاى كه اجزاى ساختمانش يا خواص آنها با هم وفق نمىدهد يا با خارج از خود و قوىتر از خود برخورد مىكند به زودى از ميان مىرود و پديدههايى كه قابل بقا و خالى از معارضه مىباشند به زندگى خود با تناسليابى تناسل ادامه مىدهد . با اين همه اينها نيز از تأثير محيط بر كنار نبوده و تدريجاً تحولاتى در ساختمان يا خواص خود گرفته با محيط سازش مىنمايند ، چنان كه شواهد زيادى براى اثبات اين نظر از كتب طبيعى مىتوان به دست آورد .
گذشته از اين ، با استقراء ، پديدههايى مىتوان پيدا كرد كه سودى براى آنها متصور نيست كه غايت خلقت آنها قرار بگيرد مانند رودهء اعور و برخى از غدههايى كه در بدن انسان درست مىشود و مانند پستان مرد و مانند پردهء ميان انگشتان برخى مرغان غيرآبى و جز آنها .
پاسخ اين شبهه اين است كه ما بىاين كه در اجزاى اين بيان خردهگيرى نماييم با تسليم همهء اين سخنان سه اصل مسلم علمى زيرين را يادآورى مىنماييم :
1 - / جهان هستى به واسطهء ارتباط و تأثيرى كه همهء اجزايش در همهء اجزايش دارد يك واحد حقيقى را تشكيل مىدهد .
2 - / فعاليتهاى توى هم پيچيدهء اين واحد ، روى يك نظام مرتبى است كه هيچگونه استثنايى در وى نيست ( قانون علت و معلول ) .
3 - / اين جهان با نظام مخصوص خويش پيوسته درتحول بوده و رو به تكامل مىرود .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٨٣