و روشنتر از همه اين كه در نكوهش مكاتب الهى و متافيزيك مىگويند كه طرفداران متافيزيك جهان را اتفاقى و مخلوق از « عدم » مىدانند ( يعنى جهان بىعلت مادى سابق به وجود آمده است ) و همچنين اعتقاد به معجزه ، قول به اتفاق و استثناست ( يعنى نقض كليت قانون علت و معلول در حالى كه كليات عقلى اگر نقض شود به طور كلى باطل مىشود و بخت و اتفاق را قطعى مىشمارند ) و همچنين اثبات اختيار در افعال افراد ، مستلزم اثبات اتفاق مىباشد ( يعنى نفى جبر علت ) . چنان كه از اين سخنان پراكنده كه نشان داديم پيداست اين گروه از اسم اتفاق ، معناى حقيقى او را ( غايت غيرمرتبط به علت فاعلى ) گرفته و معناى ديگر ( فعل بىفاعل يا ماده ) به وى دادهاند و به اين اندازه نيز نساخته و متافيزيك را با قول به وجود اتفاق متهم داشته و اين نسبت ناروا را دادهاند با اين كه به گواهى مثالهايى كه صدها امثال آنها در مطالب علمى و فلسفى و محاورات روزانه از اين گروه سر مىزند صددر صد مثبت وجود اتفاق مىباشند !
به هر حال شبههاى كه دامنگير ماديين گرديده اين است كه : حوادث عمومى كه با همديگر جور آمده و توافق نشان مىدهند مانند دارا بودن كره زمين به مواد و حوادثى زمينى و فعل و انفعالهاى جوى مانند حوادث آسمانى و فصول اربعه و دورى و نزديكى و ساير اوضاع زمين نسبت به خورشيد و ستارگان كه يك رشته حوادث منظم و مرتبط به هم نتيجه مىدهد و در نتيجه انواع موجودات زمينى از نبات و حيوان و انسان استفادههاى شايانى در بقاى خود از آنها مىنمايند و همچنين تجهيزاتى كه انواع اين موجودات در ساختمان موجود خود داشته و به واسطهء آنها تصرفاتى در مواد خارجى نموده و افعالى به نفع بقاى خود انجام مىدهند و بالاخره همه توافقهايى كه در نظام طبيعت مشهود بود و با بقاى انواع موجودات وفق داده و با نفع آنها تطابق مىدهد از غير راه غايتگيرى و با فرضيههاى علوم طبيعى از قبيل تنازع بقاء ، غلبه قوى و تبعيت محيط و جز آنها قابل توضيح بوده و نيازى به دستگاه غايت در آفرينش نيست .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٨٢