صدور حرارت از آتش ، صدور بعضى از غايات از فاعل اكثرى مىباشند مانند تولد كودك پنج انگشتى بعضاً به ندرت اتفاق مىافتد مانند بچه ششانگشتى ولى اين به اين معنا نيست كه از علت حقيقى معلول حقيقى به صورت دائمى صادر نمىگردد . به عبارت ديگر غايتهايى كه بر افعال فاعل مترتب مىشوند غايتهاى ذاتى و دائمى براى علتهاى حقيقى خود هستند و آثارى كه به وسيله قدرت بر فعل فاعلى مترتب مىگردد امور اتفاقى ناميده مىشوند كه در واقع غايتهاى بالعرضاند كه به غير اسباب حقيقى نسبت داده مىشوند و اگر همان امور نادر هم به علت حقيقى خود منتسب شود دائمى خواهد بود . با قانون وراثت مىشود كاستىهاى بچهها را توجيه نمود .
ما مىگوييم سال گذشته بار درختان خوب بود و كمك شايانى به اقتصاد ما مىكرد ولى اتفاقاً سرماى آخر بهار يا تگرگ اول تابستان محصول محصول سر درخت را از ميان برده و به رشد اقتصاد لطمه زد .
همچنين مىگوييم امروز بامدادان براى خريدن حوائج خانه به بازار مىرفتم اتفاقاً با فلان دوستم برخورد نمودم و فلان گزارش را به من داد .
و همچنين مىگوييم با اتومبيل از تهران ساعت نه به سوى قزوين رهسپار شديم و بنا بود تا ساعت دوازده برسيم ولى اتفاقاً ميان راه ماشين عيب كرده و يك ساعت ما را لنگ نمود .
و همچنين مىگوييم چند سال پيش اوضاع اقتصادى و آرامش كشورها بد نبود و مردم دست به اصطلاحاتى زده بودند اتفاقاً جنگ جهانى دويم پيش آمده و نظام موجود زندگى را به هم زد .
در اين مثالها و صدها مثال ديگر اگر كنجكاوى كنيم خواهيم ديد حوادثى كه به آنها اتفاق و اتفاقى دادهايم ( مثال 1 سرما و تأثير او ، در مثال 2 ملاقات دوست و گزارش آن ، در مثال 3 عيب كردن و لنگ شدن ماشين ، در مثال 4 حدوث جنگ جهانى و آثار آن ) نمىخواهيم بگوييم علت فاعلى نداشت و فعل بىفاعل به وجود آمده ، زيرا علت فاعلى هر يك از حوادث در مثالهاى مزبوره پهلوى خود حادثه معلوم است .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٨٠