اراده لازم دارد نه فكر تفصيلى چنان كه ما با اختيار سخن مىگوييم در حالى كه نسبت به چيدن حرف پهلوى حرف ، در كلمات و جمل و نظم جملهبندى اعمال فكر نمىكنيم . پس همهء افعال اختياريه غايت دارند .
( 2 )
هر غايتى كه ما از فعلى از افعال اختياريهمان مىخواهيم چيزى است كه او را براى تأمين احتياج وجودى مىخواهيم گرسنهايم و با خوردن غذا سيرى مىخواهيم ، تشنهايم و با نوشيدن آب سيراب شدن مىطلبيم و همچنين يعنى ما ناقصيم و با غايت فعل ، خودمان را تكميل مىنماييم . سادهتر بگوييم : نسبت غايت به ما كه فاعل هستيم نسبت كمال است به نقص .
و از همين راه ، ما طبق قانون تكامل عمومى خواهان كمال خود هستيم و از اين روى از فعاليتهاى وجودى خود هستيم و از اين روى از فعاليتهاى وجودى خود آنچه مىتواند كمال مزبور را به وجود آورد و با وى مرتبط است در راه او به مصرف رسانيده و او را به وجود آورده و كمال خود را مىيابيم . براى رسيدن به مكانى راه مىرويم ، براى به دست آوردن سيرى دست و دهان را به كار مىاندازيم . . . پس در حقيقت فعل خود را تبديل به غايت ( شكل كامل وجود خودمان ) مىنماييم . و از اين راه حقيقت غايت عبارت است از صورت كاملتر وجود هر چيزى كه در راه تكامل افتاده و صورت ناقصتر موجود خود را تبديل به وى نمايد :
و از اين بيان روشن مىشود كه در جهان طبيعت كه قانون تكامل عمومى حكمفرماست همه علل طبيعيه در كارها و فعاليتهاى خود در واقع ، غايت و آرمان را دارند و هر شكل كامل وجودى ، علت غايى شكل ناقص پيشين خود مىباشد كه علتش منظور داشته است و البته مفهوم به منظور داشتن در اين جا « به فكر اوفتادن و به خاطر سپردن » نيست بلكه رابطهء مخصوص واقعى است كه ميان ناقص و كامل بوده و ناقص را به سوى كامل رهبرى نموده و مىراند و غايت فكرى نيز درافعال اختياريه ما يكى از مصاديق اين حقيقت است .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٧٧