داريم كه از راه گزاف انجام گرفته و در دنبالهء آنها غايتى يافت نمىشود مانند بازىها و حركات بيهودهء كودكان و مانند بازىهايى كه از روى عادت با سر و صورت و دست مىكنيم و مانند نفسهايى كه بىفكر مىكشيم و جز آنها ؟ « 1 » و آيا در غير مورد افعال اختياريه ، اين همه كارهاى بىشمار كه در جهان هستى و در گاهوارهء طبيعت انجام مىگيرد در حالى كه كمترين شعورى در آنها سراغ گرفته نشده باز هم غايت دارند ؟ و آيا خداى جهانيان در آفرينش جهان غايت داشته و دارد ؟ پاسخ اين پرسشهاى سهگانه مثبت است و اينك توضيح مىدهيم :
( 1 )
در مورد كارهاى بيهوده و گزاف اگر دقت كنيم با تأمل اندك و كمى مىتوان به غايت و آرمان پى برد ، زيرا لزوم ندارد كه هر غايت غايت اجتماعى و يا فكر تفصيلى كه عقلاى اجتماع به كار مىبندند بوده باشد . بچه و كودك از راه زيادتى انرژى حركت زيادترى خواسته و از شكل حركت يك التذاذ خيالى دارد و اين خود غايتى است و همچنين ما در موارد عاديات خودمان به واسطهء رسوخ صورت فعل در متخيله از صورت حركت و كار مخصوص لذت مىبريم و اين خود غايتى است . و همچنين در امثال نفس زدن و چشمك زدن ، آسايش طبيعى مىيابيم و اين خود يك نوع غايتى است . و البته كار اختيارى تنها شعور و
هامش
( 1 ) . قبلًا گفتم كه موضوع تقسيم علت به علل چهارگانهء معروف ، اولين بار از طرف ارسطو بيان شده و گفتيم كهقدر متقين اين است كه اگر فاعل را انسان يا موجودى شبيه به انسان بدانيم كه داراى حالاتى شبيه به حالات انسان بوده باشد و فعل را نيز از نوع تصرف در مادهء خارجى بدانيم موضوع علل چهارگانه قابل تصديق است . در اين جا سه سؤال مهم راجع به علت غائى پيش مىآيد : يكى راجع به خود انسان و ديگرى راجع به طبيعت بىروح و ديگرى راجع به مبدأ كل و صانع كل . سؤال اول اين است كه انسان بسيارى از افعال ارادى و اختيارى خود را انجام مىدهد كه عبث و لغو است مانند بازى با ريش و انگشتان كه هيچ سود و غايتى را در بر ندارد پس چگونه مىتوان گفت جميع افعال ارادى و اختيارى انسان به خاطر غايتى انجام مىگيرد ؟ سؤال دوم اين است كه در طبيعت بىجان يعنى موادى كه احساس و ادراك ندارند مانند جمادات و نباتات ، فرض علت غائى چگونه قابل تصور است ؟ سؤال سوم اين است كه آيا مبدأ كل و صانع كل كه فعلش از نوع تصرف در ماده نيست بلكه تمام ماسوا از ماده و غيرماده با نظام محفوظ و مرتبى كه دارند فعل او به شمار مىروند ، غايتى دارد ؟ در متن به هر سه سؤال مشروحاً پاسخ داده شده است . با اين معنا كه آيا بازىها و عاداتى مثل خوردن ناخن و كندن سبيل غايتى دارند ؟ و آيا در غير مورد - الى آخر