نيست بلكه ماده به اين صورت نمىتواند وجود داشته باشد . ازاينرو ، ماده پذيراى صورت مىباشد .
ب ) در عين حال ( چنان كه مشهود است ) كه ما گفتوگوى فلسفى خود را با تسليم اصل مسلم علوى مادى كه « اجسام مركب از ذرات بسيار كوچكى به نام ماده اجسام مىباشد » ادامه مىدهيم ، چون علوم مادى براى اين ماده عمومى فعليتهاى چندى اثبات كردهاند ما نيز ناچاريم از روى قانون عليت و معلوليت عمومى چنان كه در علت فاعلى ناچاريم از روى قانون عليت و معلوليت عمومى چنان كه در علت فاعلى گفتيم مادهاى بسيطتر از اين ماده مفروض كه ما در بحثهاى خود به اين ماده ، نام مادةالمواد و هيولى مىدهيم اثبات نماييم .
علت صورى
در حقيقت ، وى همان فعليت شىء است كه نام نوعى را به واسطهء او برداشته مانند انسان ، گوسفند ، گنجشك ، درخت بيد ، اكسيژن ، هيدروژن و . . . .
و فرق ميان صورت و علت صورى نظير فرق ميان ماده و علت مادى مىباشد ، چنان كه گفته شد .
و پوشيده نماند كه اختلافات اشياء و خواص و آثار آنها مرهون صورتهاى مختلف آنهاست و ما چون تا اندازهاى در اطراف اين بحث در مقالهء پنجم به گفتوگو پرداختهايم ديگر از تكرار خوددارى مىنماييم .
علت غائى
چنان كه گفته شد ما در افعال اختياريه خودمان كه معمولًا با تفكر و تروّى براى رفع احتياجات وجودى انجام مىدهيم غايت و غرض داريم كه با وى نقص خود را تكميل مىنماييم : مىخوريم براى اين كه سيرى را به جاى گرسنگى بگذاريم ، مىخوابيم براى اين كه بياساييم ، راه مىرويم براى اين كه به مقصد برسيم و . . . .
ولى آيا همهء كارهاى اختيارى ما همين خاصه را دارند با اين كه كارهاى اختيارى بسيارى