متكلمين اسلامى براى اثبات اختيار به آن چسبيدهاند بيشتر منافى با اختيار و آزادى انسان در عمل خويش است .
خلاصهء نظريهء ما راجع به قانون عليت از اين قرار است :
1 - قانون عليت و جميع قوانين منشعبه از آن كه در اين مقاله بيان شد قوانينى است واقعى و نفسالامرى و مستقل از ذهن و ادراكات ماست .
2 - / ادراك ذهنى تصورى ما از عليت و معلوليت ناشى از احساس خارجى نيست بلكه از مطالعهء درونى جوهر نفس و حالات نفسانى ناشى شده به تفصيلى كه در مقالهء 5 گذشت .
3 - / ادراك ذهنى تصديقى ما راجع به قانون عليت و معلوليت ( مناط احتياج به علت ) و متفرعات وى ناشى از حكم عقل است و مستقل از تجربه مىباشد . به تفصيلى كه در همين مقاله گذشت .
4 - / قانون عليت از شئون واقعيت مطلق است و اختصاصى به ماده و روابط مادى ندارد .
5 - / قانون عليت و منشعبات وى قوانين فلسفى هستند و تحقيق در آنها از حوزهء علوم جزئى خارج است .
6 - / قانون عليت و منشعبات وى ناچار بايد به عنوان اصل موضوع در علوم جزئى مورد استفاده قرار بگيرد و اين علوم از اين قوانين نمىتوانند به كلى بىنياز باشند .
7 - / علم به علت تامه موجب علم به معلول است و از اين رو از وجود علت مىتوان به وجود معلول پى برد .
8 - / حوادث اين جهان « ضرورت وقتى » دارند يعنى وقوع هر حادثهاى فقط در لحظهء معين قابل واقع شدن است و پس و پيش ندارد .
9 - / شرايط و اوضاع زمانى ، علت تامه اوضاع بعدى نيست بلكه زمينهء اوضاع بعدى است و در عين حال ( به ادلهاى كه بعداً خواهد آمد ) اطلاع كاملًا از اين زمينه موجب پيشبينى قطعى است .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٦٦