اطلاعى نداريم يا از آن جهت كه اصلا چنين عواملى وجود ندارد و يا آن كه وجود دارد و ما بىاطلاع هستيم .
اگر ما طرز تفكر حسى خود را در مورد قانون عليت به كنارى بگذاريم و اين قانون را به درستى بشناسيم ، و بفهميم كه نه تصور اين قانون از راه احساس به ذهن وارد شده ( رجوع شود به مقالهء 5 ، و نه تصديق ذهنى ما - به دلايلى كه در همين جا اشاره كرديم و در مقالهء 5 نيز گذشت - معلول و محصول تجربه است مىتوانيم بفهميم كه قانون عليت از شئون واقعيت مطلق است خواه آن كه آن واقعيت مادى باشد يا غير مادى و بنابراين هر عاملى كه به معلول خود واقعيت بدهد آن عامل ، علت است و آن معلول ، معلول و علىهذا فرضاً نظريهء آقاى « جينز » صحيح باشد و عامل تغيير و تبديلها و فنا و زوالهاى درون اتمها « تقدير و ارادهء مافوقالطبيعى » بوده باشد باز خارج از قانون عليت نيست و علت اين كه ما وجود اين تقديرها را نمىتوانيم پيشبينى كنيم از آن جهت است كه قوانين خاص آن تقديرات در دست ما نيست كه بتوانيم پيشبينى كنيم .
ولى حقيقت اين است كه مداخلهء مستقيم تقدير و ارادهء مافوقالطبيعى را در اينگونه حوادث كسى مىتواند باور كند كه با علوم الهى آشنايى نداشته باشد . ممكن است كسانى كه شخصاً در اين زمينه اطلاعات كافى ندارند چنين بپندارند كه ما كه عقايد الهى داريم اعتراف دانشمند مبرزى مانند « جينز » را در مداخلهء مستقيم تقدير و ارادهء مافوقالطبيعى در برخى حوادث اين جهان با آغوش باز مىپذيريم و اين اعترافات را مؤيد نظريات الهى خود به حساب مىآوريم ولى خوانندهء محترم از همين حالا مطمئن باشد و بعداً در مقالهء 14 به تفصيل خواهد شنيد كه ما وجود اينگونه تقديرات و مداخلات مافوقالطبيعى را محال و ممتنع مىدانيم و اظهار نظرهاى آقاى « جينز » و ديگران را در اين زمينهها از بىاطلاعى ايشان به علوم الهى مىدانيم . ما در نظريات الهى خود مانند آن دسته از مدعيان فلسفه و غيرهم نيستيم كه در مقام اثبات صانع كل و مبدأ كل در جستوجوى استثناها باشيم و هر جا كه به نظر ما رسيد استثنا و خلاف عادتى صورت گرفته آن را با ارادهء ذات بارى توجيه كنيم و دليل بر وجود بارى بگيريم . از نظر فلسفى ما ، نظام هستى ، نظام متقن و مرتبى است و سراسر اين
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٦٣