نه مىتوانند از آنها بىنياز باشند و تنها كارى كه فيزيك يا علم ديگر مىتواند بكند اين است كه اين قانون را با متفرعات وى به صورت اصول موضوعه بپذيرد و تا هر جا كه مىتواند از آن استفاده كند و هر جا كه نمىتواند ، دربارهء آن سكوت اختيار كند .
اشتباه اصلى اين دانشمندان هم همين جاست اين دانشمندان قانون عليت را به عنوان يك قانون تجربى تلقى كردهاند و چون آنچه مورد تجربه واقع مىشود از سنخ ماده است ناچار قانون عليت را منحصر به مواد و اجسام دانستهاند و روى همين جهت ، عليت را مساوى با مكانيسم گرفتهاند . در مكانيسم تنها اصل اصيلى كه واقعيتدار شناخته شده ماده و حركات مكانيكى ماده است و قهراً روابط موجودات منحصر است به روابط مادى و مكانيكى . و از اينرو هر جا كه ديدهاند مشاهدات علمى و تجربى با مكانيسم قابل توجيه نيست به جاى اين كه چنين استنباط كنند كه روابط على و معلولى منحصر به روابط مادى و مكانيكى نيست خط بطلان روى قانون عليت كشيده و اظهار داشتهاند حوادث درون اتم در ماوراء قانون عليت انجام مىگيرد .
چه ضرورتى ايجاب مىكند كه قانون عليت را يك قانون تجربى بدانيم و آن گاه آن را مرادف با مكانيسم بگيريم و آنجا كه خلاف مكانيسم ثابت مىشود ، جنجال راه بيندازيم كه قانون وجوب ترتب معلول بر علت كه قرنها بر فكر بشر حكومت مىكرد از مقر فرمانروايى خود معزول شد . ادلهء واضحى موجود است كه قانون عليت را نمىتوان به عنوان قانون تجربى تلقى كرد و ما در پاورقىهاى مقالهء 5 در اينباره بحث كرديم .
خلاصهء آنچه گفتيم اين است كه احساس و آزمايش چنان كه واضح است به جزئى تعلق مىگيرد ( نه كلى ) و انسان پس از مشاهده و اعمال آزمايش در چند مورد بالخصوص نتيجهء آزمايش خود را تعميم مىدهد به ساير مواردى كه شخصاً تحت آزمايش در نيامده است . اين تعميم معلول قبول قبلى چند اصل است كه يكى از آنها عبارت است از اصل تشابه طبيعت .
اصل تشابه عبارت است از اين كه طبيعت در شرايط كاملًا مساوى در همه جا و همه وقت جريان واحدى دارد ما بعد از قبول اصل تشابه طبيعت مىتوانيم تجربيات خود را در مادهء محسوس يا در جهان ذرهاى تعميم دهيم . اصل تشابه طبيعت چيزى جز اصل سنخيت على و
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٦٠