معلولى يعنى اين كه علل معين همواره معلولات معينه را به دنبال خود مىآورند نيست . پس هميشه صحت قانون كلى تجربى موقوف به قبول قبلى اصل تشابه طبيعت يا اصل سنخيت على و معلولى است وبنابراين ما نه مىتوانيم با تجربه اين قانون را رد كنيم و نه اثبات و نه مىتوانيم از آن در علوم تجربى خود مستغنى باشيم ، زيرا اگر بخواهيم رد كنيم و مدعى شويم تجربه ثابت كرده كه در طبيعت تشابه موجود نيست و بخواهيم اين را به صورت يك قانون كلى بيان كنيم بايد اول قانون تشابه را بپذيريم و يا اتكاى خود قانون تشابه خودش را رد كنيم و اگر بخواهيم آن را اثبات كنيم بايد با اتكاى خود قانون تشابه خودش را اثبات كنيم . واضح است كه در صورت اول باطل شناختن قانون تشابه مستلزم صحيح شناختن و باطل نشناختن آن است و در صورت دوم صحيح شناختن اين قانون متوقف بر صحيح شناختن آن است يعنى « دور » است مگر اين كه مدعى شويم كه امتناع دور چون از فروع قانون عليت است مورد قبول ما نيست .
پس اگر قانون عليت را نپذيريم در درجهء اول بايد علوم تجربى را به كنارى بگذاريم . اين است كه ما مىگوييم ، علوم بايد قانون عليت را به عنوان اصل موضوع بپذيرند .
علاوه بر اين ، اگر قانون عليت را نپذيريم هيچ قانون علمى را ( تجربى و غيرتجربى ) را نبايد بپذيريم ، زيرا هر قانون علمى محصول و معلول يك رشته مقدمات قياسى يا غيرقياسى است كه با پيدا شدن آن مقدمات پيدايش آن قانون علمى كه ثمره و نتيجه آن مقدمات است ، قطعى است . حال اگر بنا بشود كه قانون عليت دروغ باشد هيچ رابطهاى بين مقدمات يك دليل و ثمرهء آن دليل نخواهد بود ؛ يعنى هيچ مطلبى را ثمرهء هيچ دليلى نمىتوان دانست و اگرقانون سنخيت على و معلولى دروغ باشد از هر مقدمه و قياس و استدلالى هر نتيجه را مىتوان انتظار داشت بلكه از هر چيزى هر چيزى را مىتوان انتظار داشت ؛ مثلًا از غذا خوردن يك انسان ، دانشمند شدن يك جماد را مىتوان انتظار داشت و اگر قانون ضرورت على و معلولى دروغ باشد ، در حال اجتماع جمع شرايط و مقدمات و اجزاى علل يك چيز ، نمىتوان انتظار قطعى آن چيز را داشت يعنى در اين حال نيز ممكن است آن شىء موجود بشود و ممكن است موجود نشود ، معناى اين سخن اين است وجود جميع مقدمات ذهنى يك دليل
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٦١