تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
در ذهن با عدم آنها در ذهن يكى است ، زيرا اگر ضرورت على و معلولى دروغ باشد نه بين وجود علت و وجود معلول ضرورت است و نه بين عدم علت و عدم معلول وبنابراين در حال وجود علت و در حال عدم ( هر دو ) معلول امكان وجود و عدم دارد ، پس بود و نبود علت مساوى است . اگر قانون علت و متفرعات وى دروغ باشد ترتب نتيجه منظور آقاى « جينز » بر استدلال‌هاى خودشان هيچ ضرورتى ندارد و مانند اين است كه چنين استدلال‌هايى ازلًا و ابداً وجود نداشته باشد . اشتباه اين آقايان يك منشأ ديگر هم دارد و آن اين است كه نخواسته يا نتوانسته‌اند فرق بگذارند بين واقعى بودن قانون عليت و بين تطبيق و مورد استعمال قرار دادن آن برنمودهاى داخل اتم . مطلب صحيحى كه مربوط به عالم تجربيات فيزيكى است و اين دانشمندان اظهار داشته‌اند و ديگران نيز ناچارند از آنها بپذيرند . اين است كه قانون عليت نمىتواند راهنماى دانشمندان در داخل آنها باشد . قانون عليت در جايى مىتواند راهنماى فيزيك واقع شود كه دانشمند بتواند به كمك او از وضع مشهود پيش‌بينىهاى قطعى نمايد و البته پيش‌بينى قطعى هنگامى ميسر است كه جميع مقدماتى كه زمينهء قطعى آينده را تشكيل مىدهند تحت مشاهده و محاسبه درآيند و اگر جميع مقدمات قابل محاسبه نبود امكان پيش‌بينى از بين مىرود . آنچه مسلم است اين است كه دانشمندان فيزيك نو نتوانسته‌اند وضع درون اتم‌ها را طورى تحت محاسبه درآورند كه بتوانند پيش‌بينىهاى قطعى نمايند . والبته امردائر است بين اين كه دانش امروز در اين زمينه قاصر باشد و نتوانسته باشد جميع عوامل ذى دخل را تحت محاسبه درآورد و يا اين كه در واقع و نفس الامر حوادث رابطهء زنجيرى نداشته باشند و قانون عليت دروغ باشد . بديهى است كه هيچ دليل در كار نيست كه دانش امروز آخرين حد را طى كرده و جميع عوامل را شناخته است . لازمهء واقعى بودن قانون عليت امكان پيش‌بينى بشر نيست بلكه لازمهء اطلاع بشر بر آن مقدمات و علل امكان پيش‌بينى است ، پس ما اگر بخواهيم به طرز منطقى استنتاج كنيم نبايد از عدم امكان پيش‌بينى در برخى موارد عدم واقعى بودن قانون عليت را نتيجه بگيريم بلكه همين قدر بايد نتيجه بگيريم كه ما از وجود چنين عوامل قطعى