از بديهيات اوليهء عقل است و هر كسى كه درست آن را تصور كند خواه ناخواه تصديق خواهد كرد براى تصور اين قاعدهء عقلى با اين مثالها مىتوان مأنوش شد . فرض كنيد جسمى روى خط مستقيم در جهت معينى حركت مىكند در خلال حركت به عاملى برمىخورد كه مانع ادامهء حركت آن جسم در آن جهت معين است و فرض كنيد كه امرداير است بين اين كه آن جسم به طرف راست يا به طرف چپ متمايل شود ولى هيچ عاملى در واقع و نفسالامر وجود ندارد كه موجب مزيت طرف راست يا طرف چپ بشود . آيا در اين صورت ممكن است كه آن جسم خودبهخود و بدون آن كه هيچ مرجحى در كار باشد يك طرف معين را اختيار كند . البته نه ، يا فرض كنيد ترازويى را كه دو كفهاش در حال تعادل ايستادهاند ، البته اگر ما بخواهيم يكى از آن دو كفه بر ديگرى بچربد بايد كارى كنيم كه فشار قوهء ثقل بر آن طرف زيادتر شود ، مثل آن كه وزنهاى روى آن طرف بگذاريم يا آن كه از طرف ديگر چيزى كم كنيم .
حالا فرض كنيد كه هيج عملى كه موجب ازدياد قوهءفشار ثقل بر يك طرف باشد و مرجح آن طرف شود انجام نشد . و هيچ عاملى چه از عواملى كه ما مىتوانيم درك كنيم و چه از عواملى كه نمىتوانيم درك كنيم پيدا نشد و شرايط كاملًا مساوى است آيا عقلا ممكن است كه خودبهخود به يك طرف متمايل بشود ؟ . . . قانون امتناع ترجح بلامرجح يك قانون عقلى است و به دلايلى كه بر خواننده مخفى نخواهد بود نمىشود تجربى باشد ولى در علوم تجربى مورد استفاده قرار مىگيرد و لهذا اگر دانشمند تجربى به مواردى مشابه دو مثال مزبور بخورد و آن چيزى را كه نسبتش را با دو طرف مساوى مىپنداشت ببيند يك طرف متمايل شد حتم مىكند كه شرايط مساوى نبوده و عاملى مخفى در كار است كه از نظر او مخفى است و به كنجكاوى براى پيدا كردن آن عامل مخفى مىپردازد . در تاريخ علم از اين شواهد مىتوان يافت .
به هر حال ترجح بلامرجح يعنى قابلى كه قابل پذيرش دو طرف باشد و نسبتش به هر دو طرف متساوى باشد بدون عامل مرجح يك طرف را بپذيرد و همچنين ترجيح بلامرجح يعنى فاعلى كه دو فعل مختلف از وى صحت صدور دارد ، بدون آن كه تغييرى در وضع آن فاعل پيدا شود كه يك طرف را متعين كند يك طرف را انتخاب كند ، عقلًا محال و ممتنع است .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٣٧