وجود نظام معين و قطعى در جهان ذرات است و ما بعداً عبارت يكى از علماى مبرز فيزيك جديد را در اين زمينه نقل خواهيم كرد .
آرى ، طرفداران نظريهء وحدت بود را كه در صف اول ، عرفاى خودمان قرار گرفتهاند مىتوان منكر قانون عليت شمرد ، زيرا طبق نظريهء اين عده غير از يار ، ديارى نيست و جز واقعيتى واحد من جميعالجهات واقعيتى نيست و بالاخره اثنينيت و دوگانگى در كار نيست تا سخن ارتباط و وابستگى واقعيتى با واقعيت ديگر مورد داشته باشد . عرفا ، وحدت وجودى خالص ، از استعمال لغت عليت و معلوليت پرهيز دارند .
يك دستهء ديگر را نيز مىتوان منكر قانون كلى عليت شمرد و آنان كسانى هستند كه در تصور عليت و معلوليت درماندهاند و نتوانستهاند درك كنند كه چگونه ممكن است چيزى به چيز ديگر وجود و واقعيت بدهد و چنين پنداشتهاند كه وجود دادن چيزى به چيزى امرى محال و ممتنع است . تمام كسانى كه مدعى هستند شىء لاشىء نمىشود و لاشىء شىء نمىشود يا آن كه مىگويند خلقت از عدم امرى محال و ممتنع است و اين مطلب را دليل بر عدم وجود صانع كل و مبدأ كل مىگيرند ، جزء اين دسته بايد شمرده شوند . ما در مقالهء 8 آن جا كه راجع به امتناع معدوم شدن موجود و موجود شدن معدوم بحث مىكرديم ثابت كرديم كه امتناع موجود شدن معدوم و معدوم شدن موجود به آن معنا كه فلسفه مىپذيرد و تفسير مىكند نه مستلزم ازليت وابديت موجودات است و نه مستلزم نفى معلوليت و خلقت و آفرينش آنها - / مراجعه شود - / بعداً نيز در اين باره بحث خواهيم كرد .
احتياج به علت
از دستهء عرفا كه طرفدار وحدت وجودند و از عدهء معدودى كه تصور عليت و معلوليت براى آنها به صورت امرى محال و ممتنع جلوه كرده بگذريم ساير مكاتب همه طرفدار قانون عليت هستند .
براى طرفداران عليت يك سؤال مهم پيش مىآيد كه پاسخ آن ، دشوارىهاى زيادى همراه دارد و آن سؤال اين است : « مناط احتياج علت چيست ؟ »