قانون عليت
ما در بيانات خودمان اصل كلى عليت را از دو قانون ديگر فرعى كه آنها را به نام سنخيت و قانون جبر على و معلولى مىخوانيم مجزا شناختيم ولى در بيانات بسيارى از دانشمندان اين تجزيه به عمل نيامده و همين عدم تجزيه به نوبهء خود موجب اشتباهات و سوء استنباطاتى شده است و احياناً ديده مىشود كه برخى از دانشمندان به قانون عليت حمله كردهاند و پس از دقت معلوم شده كه حملهء آنان به اصل كلى عليت نيست بلكه به يكى از دو قانون منشعب از اصل عليت يا به ساير قوانين منشعبه از آن است . هر چند دقت فلسفى ثابت مىكند كه انكار قانون سنخيت يا قانون جبر على و معلولى مستلزم انكار اصل كلى عليت است ولى تأمل در گفتار دانشمندانى كه اصل عليت را مورد حمله قرار دادهاند روشن مىكند كه نظر اين دانشمندان اعراض از اصل ارتباط و پيوستگى على و معلولى نيست بلكه منظور ، اعراض از نظام معين و مرتب على و معلولى است كه نتيجهء قانون سنخيت است يا منظورشان اعراض از عدم جواز انفكاك معلول از علت تامه است كه مفاد قانون جبر على و معلولى است .
مثلًا متكلمين آن جا كه مدعى مىشوند كه موجود شاعر مريد ، فاعل آثار خويش است نه علت آنها دو منظور دارند : يكى آن كه مىخواهند به اين وسيله نظريهء معروف حكما را در ترتيب صدور موجودات از ذات بارى كه نتيجهء قانون سنخيت است متزلزل سازند و ترتيب سببى و مسببى را انكار كنند و ارادهء ذات بارى را بلاواسطه در هر حادثهاى دخالت دهند و ديگر آن كه مىخواهند نظريهء ديگر حكما را دائر به عدم تناهى بعد زمانى و لايتناهى بودن سلسله زمان و زمانيات كه از امتناع انفكاك معلول از علت تامه نتيجه مىشود ابطال نمايند .
و گرنه آنان نيز معترفند كه فاعل ، وجود دهندهء فعل خويش است و مفهوم عليت هم چيزى جز اين نيست .
همچنين در اظهارات بعضى از علماى فيزيك نو كه قانون عليت تخطئه مىشود پس از بررسى و دقت معلوم مىگردد كه مقصود اصلى نفى قانون عليت نيست ، بلكه منظور نفى