تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
كاملًا از دخالت ارادهء ذات بارى آزاد است . اين نظريه را از اين جهت « نظريهء تفويضى » مىگويند . در مقابل اين دو نظريه نظر سومى ابراز شده و هر دو نظريهء بالا را تخطئه و تكذيب كرده است . آن نظر اين است كه « نه جبر است و نه تفويض ، بلكه امرى است بين امرين » يعنى نه اين است كه افعال انسان يا ساير حوادث جهان مستقيماً و بلاواسطه ناشى از ارادهء ذات بارى باشد و رابطهء سببى و مسببى بين اشياء منطقع باشد ، و نه اين است كه جهان و انسان به خود واگذشته شده است ، بلكه در حوادث جهان و انسان ، هم علل و اسباب نزديك دخالت دارند و هم ارادهء ذات بارى كه « علة العلل » است . اين نظر اولين بار از طرف پيشوايان دين ابراز شده و بعداً كه محققين حكماى الهى با موازين دقيق عقلى منطقى در اين مسئلهء فلسفى غور كردند حكم عقل را نيز با اين نظر كه از منبع وحى سرچشمه مىگيرد موافق يافتند . تفصيل اين مطلب را از مقالهء 14 بايد جست‌وجو كرد . شبههء جبر از راه علم ذات بارى نيز از طرف عده‌اى تقويت شده ، به اين بيان كه علم ذات بارى عام و شامل همه چيز است و اگر مثلًا عاصى گناه مىكند در علم حق معلوم است كه گناه مىكند و بنابراين امكان گناه نكردن از وى سلب مىشود ، زيرا اگر گناه نكند مستلزم اين است كه علم خداوند جهل شود . اين شبهه نيز يك مغالطه‌اى بيش نيست . اين مغلطه‌ها همه از آن‌جا ناشى مىشود كه علم ذات بارى و تقدير ذات بارى را نسبت به حوادث جهان از سنخ علم انسان و تقدير انسان در افعال خويش قياس گرفته‌اند . در مقالهء 14 مفصلًا در اين باره بحث خواهد شد . در پاسخ اين شبههء كودكانه در اين جا همين قدر كافى است كه بر طريق اهل جدل ، نقض كرده و بگويم در علم حق ثابت است كه انسان مختار و آزاد است و اگر انسان مسلوب الاختيار باشد موجب مىشود كه علم خداوند جهل شود .

« جبر و اختيار » و وجدان

نظريهء جبر غالباً از طرف كسانى ابراز مىشود كه مىخواهند خود را به اين وسيله از زير