مقدمات نفسانى همواره مسبوق به مقدمات اختيارى نيست و اگر همواره مقدمات نفسانى مسبوق به مقدمات نفسانى ديگر باشد مستلزم تسلسل است و البته لازمهء اين برهان اين نيست كه امور نفسانى به هيچ نحو تحت اراده و اختيار در نمىآيد ، زيرا لازمهء اين برهان اين نيست كه امور نفسانى به هيچ نحو تحت اراده و اختيار در نمىآيد ، زيرا لازمهء اين برهان ، نفى ايجاب كلى است نه اثبات سلب كلى ، يعنى لازمهء اين برهان اين است كه « هر امر نفسانى اختيارى نيست » نه اين كه « هيچ امر نفسانى اختيارى نيست » . لازمهء اين برهان اين است كه هر ارادهاى مسبوق به اراده نيست نه اين كه هيچ ارادهاى مسبوق به اراده نيست . برخى از دانشمندان به اين برهان تسلسل در كلمات حكما برخوردهاند و آن را دليل بر نفى اختياريّت امور نفسانى به طور كلى گرفتهاند غافل از آن كه اين برهان ، نفى ايجاب كلى مىكند نه ايجاب نفى كلى ، و به علاوه اگر به هيچ وجه امور نفسانى اختيارى نباشد لازم مىآيد كه تعليمات اخلاقى راجع به تقويت اراده و تقويت نيروى تعقل و ايجاد ملكهء تقوا و شجاعت و غيره لغو و بىثمر باشد و حال آن كه ما بالضروره اختيارى بودن اين موضوع را احساس مىكنيم و اين البته اشتباه بزرگى است كه برخى از علما دچار شدهاند .
خاصيت دوم افعال و حركات خارجى اين است كه بلاواسطه تحت نفوذ ارادهء انسان است . مثلًا اين قلم را كه من در دست گرفتهام و با آن مىنويسم ، نوشتن و ننوشتن من به هيچ چيز ديگر جز ارادهء من بستگى ندارد . ولى امور نفسانى من اينگونه نيست يعنى اگر من بخواهم كه ارادهء غيراخلاقى از من سر نزند و داراى ملكهء تقوا باشم يا آن كه بخواهم جبن يا بخل يا حسادت را از خود دور كنم ، به صرف ارادهء آنى نمىتوانم اين مقاصد را انجام دهم ولى با انجام مقدماتى كه بلاواسطه در اختيار من است مىتوانم به تدريج در روحيات خودم تغييراتى مطابق ميل و ارادهء خودم ايجاد كنم و در نتيجه ارادهء خودم را تقويت كنم و آن را نسبت به بعضى امور كنترل كنم . آرى ، تنها در مورد تعقل و محاسبه و سنجش مىتوان گفت كه بلاواسطه در اختيار من است .
در مورد آزادى و اختيار انسان شبههء معروفى هست و آن اين كه بنا بر مقدمات بالا مقدمات افعال اختيارى غيراختيارى است و هر چيزى كه مقدمات وى غيراختيارى است
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٨٠