نيست كه مقدمات آن فعل اختيارى باشد يعنى اين طور نيست كه مثلًا انسان قبل از آن كه فعل را تصور كند يا فايدهاش را تصديق كند يا نسبت به آن شوق پيدا كند يا در اطراف آن تفكر و محاسبه نمايد يا نسبت به آن اراده كند ، اولًا تصور كند تصور خودش را و بعد فايدهء اين تصور را تصديق كند و بعد نسبت به آن شوق پيدا كند و بعد در اطراف آن حساب كند و بعد اراده كند و آنگاه تصور نمايد ، و همچنين در مورد ساير مقدمات فعل اختيارى از تصديق به فايده و شوق و تأمل و اراده ، زيرا اولًا ، تصور و تصديق و شوق و تأمل و اراده جزء افعال عضلانى نيست كه پيدايش و عدم پيدايش آنها منوط به اراده و ساير مقدمات باشد و ثانياً ، اگر ما فرض كنيم همواره مقدمات فعل اختيارى نيز با مقدمات اختيارى حاصل مىشود ، متسلسل خواهد شد و تا بىنهايت پيش خواهد رفت و اين خود امرى محال و ممتنع است . به علاوه ما وجداناً حس مىكنيم كه نسبت به انتخاب و اختيار خود فعل آزاديم نه نسبت به مقدمات فعل و مقدمات آن تا بىنهايت .
انسان همواره نسبت به هر حركت خارجى و هر فعل عضلانى ، آزاد و مختار است كه بكند يا نكند ، يعنى اگر اراده كند بكند مىكند و اگر اراده [ كند ] نكند نمىكند ، ولى نسبت به افعال نفسانى خويش اينگونه آزادى ندارد كه همواره اگر بخواهد و اراده كند كه تصور كند مىكند و اگر نه نه ، و اگر بخواهد و اراده كند كه تصديق كند مىكند و اگر نه نه ، و اگر بخواهد و اراده كند كه شوق و هيجان پيدا كند مىكند و اگر نه نه ، و اگر بخواهد و اراده كند كه فكر و تأمل و محاسبه كند مىكند و اگر نه نه ، و اگر بخواهد و اراده كند كه اراده كند مىكند و اگر نه نه .
اين نكته محتاج به توضيح است كه مقصود ما از اين كه مىگوييم « افعال نفسانى اختيارى نيست » اين نيست كه هيچ يك از افعال نفسانى به هيچ نحو تحت قدرت و اختيار و ارادهء انسان در نمىآيد و نسبت اين امور به انسان از قبيل نسبت حركات كواكب آسمانى نسبت به انسان است ؛ بلكه مقصود اين است كه امور نفسانى از قبيل حركات و افعال خارجى انسان نيست . افعال و حركات خارجى داراى دو خاصيت هستند : يكى اين كه هر فعل خارجى همواره مسبوق به مقدمات اختيارى است ولى امور نفسانى اين طور نيست يعنى هر يك از
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٧٩