مىتواند هدفهاى عالى معنوى از قبيل خير اخلاقى و كمال علمى و قرب به ذات حق را در نظر بگيرد و از طرف ديگر در پرتو قوهء تعقل مىتواند اهميت يك هدف و موجبات و موانع رسيدن آن را به طور منطقى تحت محاسبه درآورد .
افعال انسان و قانون عليت
از مجموع آنچه تاكنون گفته شد معلوم شد كه اولًا ، افعال صادره از انسان مانند هر ممكنالوجود ديگرى در ذات خود به طورى است كه ممكن است بشود و ممكن است نشود و در پرتو علل و مقدمات معينى است كه ضرورت و وجوب پيدا مىكند و ثانياً ، فعاليتهاى انسان و حيوان با فعاليتهاى جمادى از قبيل سوختن آتش و جذب جاذبه و مغناطيس و غيره فرق دارد و آن فرق اين است كه براى فعاليتهاى جمادى فقط يك راه در طبيعت تعيين شده و امكان انحراف از آن راه به جمادات داده نشده و از اين رو فعاليتهاى جمادى محدود و يكنواخت است ولى اين محدوديت و يكنواختى از فعاليتهاى حيوانى برداشته شده و ميدان عملى به آنها داده شده و تعيين راه به اراده و انتخاب خود حيوان واگذار شده است و ثالثاً ، انسان در كيفيت اختيار و انتخاب با حيوان فرق مىكند و آن اين كه حيوان فقط تحت تأثير غريزه راهى را كه تعيين آن به اراده و اختيار خود حيوان واگذار شده است تعيين و اختيار مىكند و در مقابل حكومت غريزه آزادى ندارد ولى انسان به عللى در مقابل تحريكات غريزى اجبار ندارد و آزاد است كه اثر تحريك غريزه را تحت محاسبه درآورد و احياناً در مقابل تحريكات غريزى اجبار ندارد و آزاد است كه اثر تحريك غريزه را تحت محاسبه درآورد و احياناً در مقابل آن مقاومت كند و آن را به عقب براند .
اكنون چند مطلب است كه بايد ذيلًا بيان شود :
1 . مقدمات افعال اختيارى چيست ؟
2 . آيا اين مقدمات ، اختيارى است يا غيراختيارى ؟
3 . جبر و تفويض از جنبهء كلامى .
4 . جبر و اختيار و وجدان .