توضيح و تذكر
چنان كه از سخنان گذشته روشن است ما با پيمودن دو راه به يك آرمان رسيديم ؛ هم از راه گفتوگو در خواص وجود خارجى و هم از راه كنجكاوى در قانون علت و معلول به اين نتيجه رسيديم كه هر پديدهء موجود و واقعيتدارى داراى ضرورت وجود مىباشد يعنى وجودش با حفظ شرايط و قيودى كه در خارج دارد قابل اين كه غير از اين كه واقع شده بوده باشد نيست ؛ و اين نسبت ضرورت را در واقع علت آن به آن مىدهد . اين نظريه قابل تشكيك و ترديد نيست جز اين كه دو نكته را در اين زمينه نبايد از نظر دور داشت .
نكتهء اوّل
مقصود از پديده و حادثهاى كه به اصطلاح فلسفه به آن « پديده » و « حادثه » مىگوييم و ضرورىاش مىدانيم واحد حقيقى است نه واحد مسامحى عرفى . ما عادت داريم كه يك سلسله امور متفرقه راكه واحدهاى زيادى دارد به مناسبت اين كه مجموعاً يك واحدِ غرض را تأمين مىكنند « يكى » ديده و « واحد » ناميده و داراى يك ضرورت پنداشته و طبعاً يك علت براى وى قائل شويم مانند توطن در يك شهر ، اقامت در يك خانه ، خوردن يك ناهار ، نوشيدن يك جرعه آب ، و مانند يك ناهار ، يك خانه ، يك شهر ، يك كشور و . . . در حالى كه به نظر فلسفى هيچگاه هيچكدام از اينها را كه هر يك داراى واحدهاى بسيارى هستند نمىشود يك واحد شمرد و نه داراى يك ضرورت دانست و نه استناد به يك علت داد .
تنها يك جرعه آب را كه مىنوشيم اگر چه در ظاهر يك كار مىشماريم ولى در واقع حركتهاى مختلف و زيادى را انجام مىدهيم كه هر واحد آنها يك وجود و يك ضرورت و يك علت دارد .
لازمهء بحث در علت و ضرورت هر پديده همين است اگر چه از روى كنجكاوى ديگرى « 1 »
هامش
( 1 ) . چنانچه در مقاله دهم تفصيلًا إنشاء الله مىآيد