است كه بيشتر در اطراف حركت به بحث بپردازيم . بحث مبسوط دربارهء حركت را مقالهء 10 متكفل شده است .
در خاتمهء اين مطلب براى اين كه ارزش افكار مادّيون را در اين موضوع روشن كنيم به يك مطلب ديگر نيز اشاره مىكنيم و آن اين كه فرضاً ما بقاى علت را به همراه معلول شرط ندانيم آيا بقاى علت در لحظهء حدوث معلول ، شرط است يا اين قدر هم لازم نيست بلكه علت همواره در زمان حدوث معلول ، معدوم است ، چيزى كه هست زمان علت ، متصل است به زمان معلول و لحظهء حدوث معلول لحظهء موت و عدم علت است ؟
تصور ماديين از علت و معلول اين است كه فقط زمان علت متصل است به زمان معلول و بين آنها فاصلهء زمانى نيست و در لحظهء حدوث معلول ، علت از بين رفته و فانى شده .
دكتر ارانى در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك ، صفحهء 45 مىگويد :
ضمناً بايد متوجه بود كه نبايد علت و معلول را همزمان فرض كرد . اسكولاستيك قرون وسطى مىگويد چون نقطهء زمان يعنى « آن » وجود خارجى ندارد پس ما بين علت و معلول هيچ « آن » فاصله نيست يعنى همزمان مىباشد . غلط اين سفسطه واضح است ، زيرا زمان متوالياً مىگذرد و ممكن است دو قضيه به دنبال هم طورى متصل باشند كه ميان آنها هيچ فاصلهء زمانى وجود نداشته باشد ولى در هر حال شروع يكى درست همان لحظهء ختم ديگرى باشد مثل اين كه دو خط ممكن است به دنبال هم وصل شوند كه ما بين ابتداى يكى و انتهاى ديگرى مكانى فاصله نباشد و با وجود اين نمىتوانيم بگوييم كه هر دو خط يك مكان را اشغال كردهاند . اسكولاستيك قرون وسطى قهراً مجبور بود كه اينطور سفسطه كند ، زيرا در بيان موضوع شروع طبيعت به اشكال برمىخورد .
معلوم نيست كه دكتر ارانى استدلال بر بقاى علت به همراه معلول را از راه وجود نداشتن نقطهء زمان ( آن ) از كجا پيدا كرده است ؟ ما مدافع اسكولاستيك (
schoolastic
) قرون وسطى نيستيم و ممكن است واقعاً چنين استدلالهايى در اروپا وجود داشته است - / خوانندهء محترم به طرز فكر و طرز ا ستدلال مخصوص ما در اين موضوع آشنا شد - / ولى اين قدر معلوم است كه مدعاى دكتر ارانى در مورد عدم بقاى علت در لحظهء حدوث معلول به درجاتى از استدلال