تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
علّى و معلولى و اصل نيازمندى معلول به علت در بقا معتبر است ، و اين نظام از وجوب ذاتى و وجوب غيرى تأليف يافته است ، زيرا سلسلهء منظم علل و معلولات ، قائم به ذات واجب‌الوجود است كه علت بالذات است . ( حكماى الهى از قبيل ارسطو و ابن سينا و فارابى و غيرهم ) . ششم : نظام موجودات نظام وجوبى و ضرورى است ، زيرا قانون عليت عمومى و قانون جبر علّى و معلولى معتبر است و معلول هر چند در بقا نيازمند به علت نيست ولى باقى ماندن معلول تا نيامدن علتِ زايل كننده ، خود به خود و جبرى است و اين نظام از وجوب بالذات و وجوب بالغير تأليف يافته و سلسلهء علل منتهى مىشود به محرك اول كه ذات واجب‌الوجود است . ( برخى از دانشمندان الهى جديد ) . هفتم : نظام موجودات نظام ضرورى و وجوبى است ، زيرا قانون عليت عمومى و قانون جبر علّى و معلولى معتبر است و هر چند معلولات در بقا محتاج به علت نيستند ولى بقاى آنها جبرى و خودبه خودى است و اين نظام تماماً از ضرورت بالغير تأليف يافته است ، زيرا سلسلهء علل و معلولات ، نامتناهى است . ( ماديين جديد ) . ما در اين جا نظريهء قائلين به صدفه و اتفاق را كه منكر قانون علّيت عمومى هستند از نظريهء متكلمين كه تنها جبر علّى و معلولى را منكرند و از نظريهء تمام آن كسانى كه ( الهى و مادى ) معلول را تنها در حدوث نيازمند به علت مىدانند ، مجزا ساختيم و به صورت نظريهء علىحده بيان كرديم و البته بر اهل فن پوشيده نيست كه لازمهء نفى جبر علّى و معلولى و همچنين لازمهء نفى نيازمندى معلول به علت در بقا همانا نفى قانون عليت و معلوليت و قول به صدفه و اتفاق است و ما قبلًا هم به اين نكته اشاره كرده‌ايم و در مبحث « علت و معلول » مفصلًا بيان خواهيم كرد . علىهذا اين تجزيه در اين جا بر سبيل مماشات و همراهى با آنهاست يعنى بر طبق ادعاى طرفداران اين نظريه‌هاست كه از طرفى جبر علّى و معلولى يا نيازمندى معلول را به علت در بقا نفى مىكنند و از طرف ديگر خود را به قانون عليت عمومى مذعن و معترف مىشمارند و قائلين به صدفه و اتفاق را منكر علم و ضد عقل قلمداد مىكنند و الّا اين نظريه‌ها از نظريهء صدفه و اتفاق قابل انفكاك نيست . در نهايت به هم مىرسند .