تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بنا بر اين كه وجوب مطلقاً ( بالذات و بالغير ) شأن وجود است و ماهيت به حسب حقيقت از آن بىبهره است ، دو مطلب تازه پيش مىآيد : الف ) معلولات كه بنا بر اصالت وجود از سنخ وجودات‌اند و وجوب بالغير دارند يك نحو امكان ذاتى مىبايست داشته باشند ، زيرا لازمهء وجوب غيرى امكان ذاتى است و چون بنا به گفتهء پيش امكان ذاتى شأن ماهيت است و ضرورت شأن وجودات است ، امكان ذاتى وجودات را چگونه بايد تصور كرد ؟ وجودات ، امكان ذاتى و احتياج ذاتى نسبت به علل خويش دارند ولى اين امكان ذاتى غير از آن امكان ذاتى است كه براى ماهيات فرض مىشد ، زيرا امكان ذاتى ماهيت به معناى لااقتضائيّت ماهيت نسبت به موجوديت و معدوميت و يا به معناى تساوى نسبت ماهيت با موجوديت و معدوميت است و چنان كه ديديم دربارهء وجودات اين معنا غلط است . امكان ذاتى وجودات به اين معنى است كه حقيقت ذات اين وجودات عين معلوليت و عين احتياج و عين تعلق به علت است و حيثيتى جز حيثيت ايجاد و حيثيت فعل بودن ندارند و ارتباط آنها با علل خويش عين ذات آنهاست . اين كه معلولات ، وجودات‌اند نه ماهيات و اين كه حقايق وجوديهء معلوليه عين معلوليت و احتياج‌اند و ارتباط به علت عين ذات آنهاست ، يكى از عميق‌ترين افكار بشرى در باب عليت و معلوليت است و حقيقتى است كه از اصالت وجود و تشكك وجود سرچشمه مىگيرد و با براهين محكم و منطقى اثبات شده . در مسئلهء احتياج معلول به علت در بقا كه در مقالهء 9 مشروحاً بحث خواهد شد ما اين مطلب را با بيان روشن و صريحى از نظر خوانندهء محترم مىگذرانيم . امكان وجودات به همين معنا كه اشاره شد همان است كه صدرالمتألّهين براى اولين بار به آن تنبه پيدا كرده و آن را « امكان فقرى » اصطلاح كرده است . ب ) بنا بر اصالت وجود و اين كه موجوديت و عليت و معلوليت همه از شؤون وجود است و ماهيت از حوزهء موجوديت و دايرهء عليت و معلوليت حقيقى خارج است و صلاحيت موجوديت و عليت و معلوليت را ندارد مگر مجازاً و اعتباراً ، قهراً معناى امكان ذاتى ماهيت