تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
يك حقيقت طبيعى كه مىگويد : فلزات در اثر حرارت ، منبسط مىشوند . و يا يك حقيقت فلسفى را كه مىگويد : دور و تسلسل باطل است ، آيا ممكن است به تدريج در اثر تكامل علوم اين حقايق هم تكامل يابند ؟ البته نه . آرى ، ممكن است اطلاعات ما در مورد هر يك از موضوعات بالا توسعه پيدا كند و بر معلومات ما افزوده شود ؛ يعنى علاوه بر حقيقت اوّل ، يك سلسله حقايق ديگر در ذهن ما وارد شود نه اين كه حقيقت اوّل تكامل يابد . در اين نوع مسائل ، تكامل عرضى و طولى برقرار است . ثالثاً ، اين دانشمندان كه فلسفهء ماترياليسم ديالكتيك را فلسفهء علمى مىدانند ، بايد روشن كنند كه اصول ديالكتيك در كدام يك از علوم مورد بحث قرار گرفته است ؟ اصل تضاد در كدام كتاب علمى وجود دارد ؟ آيا بحث وجود و انكار وجود خدا در بيولوژى و يا گياه‌شناسى ، مطرح مىشود ؟ چرا كه در صورت انكار بايد تمام طبيعىدانان مادى باشند ، در حالىكه بسيارى از علماى علوم طبيعى با ديدن شگفتىهاى طبيعت و زندگى جان‌داران در اعتقاد خود به توحيد راسخ‌تر گشته و بر ايمان آن‌ها به خدا افزوده مىشود . اينان با مشاهدهء اين‌گونه مسائل در برابر خداوند متعال به سجده مىافتند و آن‌ها را نشانه‌اى از وجود پروردگار بزرگ خود مىدانند . رابعاً ، نغزتر اين كه اين دانشمندان همين سخن ( ماترياليسم ديالكتيك با تحول علم متحول است ) را به عنوان يك نظر ثابت و غير متحول به ما مىفروشند . اگر قانون تحول ، اصل همگانى و دايمى باشد ، بايد شامل همين قضيه و سخن نيز بشود كه در اين صورت نمىتواند به‌عنوان يك فلسفه و كليد حل مسائل انسانى در همهء زمان‌ها و مكان‌ها مطرح باشد ، درحالىكه طرفداران اين فلسفه ( ماديت تحولى ) اصول آن را اصول كلى و ثابت و جهان شمول مىدانند و اگر بگويند كه اصل تحول در همهء موارد غير از خود اصول ديالكتيك جارى است ، پس اصل تحول شامل اين سخن ( استثناى ديالكتيك از تحول ) نمىشود ، اينان بر چه مبنايى چنين استثنايى را قائل شده‌اند ؟ اين سخن كه ماترياليسم با تحول علم متحول مىشود اگر شامل تحول گردد ، به شكل « ماترياليسم با تحول علم متحول نمىشود » در مىآيد . با اين بيان ، سخن آنان كه مىگويند : متافيزيك با اعتقاد به ثبات اصول عقايد به بن بست مىرسد ، بىاساس خواهد بود ، زيرا خود اصول ديالكتيك نيز ثابت بوده و شامل اصل تحول نمىشود . از طرف ديگر اساساً مفاهيم ذهنى مجرد بوده و شامل قوانين عمومى ماده نمىباشد .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 82 | محمد باقر شريعتى سبزوارى