مىرسد ، خوب است كه روشن كنيد فلسفه كجا و به چه بنبستى مىرسد ؟ مثلًا فلسفه در كنجكاوىهاى خويش دربارهء ازلى و غير ازلى بودن ماده ، به حدوث و يا قدم ماده مىرسد . آيا اين توقف و حل نهايى يك مسئله به مفهوم كشتن تحقيق است يا به نهايت رسيدن آن ؟ آيا اگر انسان به حقيقتى رسيد بايد دست از آن حقيقت بردارد و به باطل روى آورد ؟ رسيدن به حقيقت ، هدفى است كه انسان همواره در جستجوى دستيابى به آن بوده است ؛ مثلًا انسان دربارهء مبدأ اين عالم به تحقيق و كاوش مىپردازد و از خود مىپرسد : آيا اين عالم داراى مبدئى است حكيم يا بىشعور ؟ ماترياليسم در پاسخ به اين سؤال ، ماده را مبدأ جهان مىداند و مىگويد : مبدأ عالم ماده است و ماده هم ازلى و ابدى است ، و ديگر توقف مىكند و از حسن اتفاق ، ماديون از تاريخ بسيار دور در اين مسئله توقف كردهاند ، پس بايد به بنبست رسيده و سير علمى را كشته باشند .
فلسفه هم از اين قماش است ؛ در تحقيقات گاهى به اينجا مىرسيم كه اصالت از آنِ وجود است نه ماهيت ، جهان واحد است نه كثير ، آيا به نهايت تحقيق رسيدن يعنى در بنبست قرار گرفتن ؟ مگر علم نمىگويد : قانون جاذبه بر جهان حاكم است و آب مركب از اكسيژن و هيدروژن است ، هر مثلثى مساوى است با دو زاويهء قائمه ، جدول ضرب فيثاغورت صحيح است و ديگر هيچ ، آيا همهء اينها بايد به مثابهء به بنبست رسيدن هندسه و رياضيات و علوم باشد ؟ فلسفه مىگويد : اجتماع نقيضين محال است ، شما اگر بخواهيد گرفتار ركود و توقف نشويد بايد بگوييد : اجتماع نقيضين ممكن است . سرانجام ، تحقيق در اينگونه مسائل به منتهى اليه خود مىرسد ! « 1 »
به هر حال اصول ماترياليست نيز علم را متوقف مىسازد و اصول لايتغيرى دارد . بايد پرسيد : شما هم كه علم را كشتيد ، پس چرا به فلسفهء رئاليسم ايراد مىگيريد ؟ در حالى كه دستيابى به حقيقت ، توقف است ؛ مثلًا اگر گفته شود : 25 / 5 * 5 آيا مردن علم است ؟ بايد پرسيد كه چرا جدول ضرب فيثاغورت تحولى ندارد ؟ مسائل وقتى به نهايت مطلوب خود رسيدند ، از اين جهت تحقيقات به پايان مىرسد ؛ مثلًا يك حقيقت تاريخى را در نظر مىگيريم و مىگوييم : ارسطو در قرن چهارم پيش از ميلاد ، شاگرد افلاطون بوده است يا
هامش
( 1 ) . اگر مقصود عدم رشد فلسفه باشد ، بايد گفت : فلسفه پيوسته رو به رشد است . در عصر ارسطو مجموعهء مسائل فلسفى سى مسئله بود و فارابى و ابوعلى به سيصد مسئله ارتقا دادند و با رشد ساير علوم و معارف همواره رو به تكامل است