در جستجوى كشف علت و سبب پيدايش پديدهها است . اگر دانشمندى براى كشف ميكرب و يا دارويى در لابراتوارها فعاليت مىكند ، به اين دليل است كه مىخواهد علت بروز بيمارى و سبب بهبود آن را به دست آورد ؛ پس قبل از تلاش علمى ، همگى بر اين باورند : « هر پديده علتى دارد » ، زيرا اگر معتقد به تصادف بودند ، هرگز حاضر نبودند رنج درس و آزمايش را تحمل كنند . بدون شك اثبات قانون عليت و معلوليت با تمام فروعات آن ، در فلسفه امكانپذير است نه در علوم .
پس ما از سه جهت به فلسفه احتياج داريم :
يكى از نظر اقناع حس كنجكاوى و تميز حقايق از اوهام ، و امور واقعى از امور پوچ و خيالى ؛
دوم از راه نيازمندى علوم به فلسفه ؛
سوم كه اساسىترين نياز بشر محسوب مىگردد ، عبارت است از : تفسير جهان و انسان و حل معضلات روحى كه از عمق جان برخاسته است و در هيچ علمى پاسخى براى اين پرسشها نيست . « 1 » بنابراين يك سلسله بحثهاى برهانى كه غرض و آرمان نام برده را تأمين نمايد و نيتجهء آنها اثبات وجود حقيقى اشيا در برابر وجود وهمى و اعتبارى - كه مصداق واقعى ندارند و فقط در ظرف ذهن به صورت ادراكات حضور دارند - و تشخيص علل و اسباب وجود آنها « 2 » و چگونگى و مرتبه وجود آنها مىباشد ، فلسفه ناميده مىشود .
مقصود علّامه از « مرتبهء وجود » اين است كه ، وجود فلان موجود در چه مرتبهاى قرار دارد ، در مرتبهء علت يا در رتبهء معلول ؟ آيا در فهرست علل فاعلى قرار دارد يا در جرگهء علل ماهوى ؟ در مرتبهء ذهن قرار دارند يا در خارج ؟ وجود تجردى دارند يا مادى ؟ « 3 » وجود واجبى و امكانى و غيره از نظر شدت و ضعف در چه شرايطى قرار دارند ؟ وجود انسان در
هامش
( 1 ) . اين قسمت در كلام علّامه نيست و شهيد مطهرى نيز در اينجا اشاره نفرموده است ، ولى در نوشتههاى ديگر بهطور مبسوطمورد توجه قرار داده است
( 2 ) . هنگامى كه وجود موضوع يك علمى ، بديهى نباشد طبيعى است كه احتياج به اثبات دارد و مسألهاى در هيچ علمى تحت عنوان اثبات موضوع نداريم ، وانگهى بر برخى موارد از طريق روش تجربى نمىشود موضوعات علوم را ثابت كرد بلكه وجود حقيقى موضوعات بايد با روش تعقلى اثبات گردد . ( فى المثل علت و يا علل ايجاد ادراكات چيست ؟ مبدأ پيدايش جهان و انسان كدام است ؟ آيا علل و عوامل مادى در پيدايش « عقل و روح » دخيلند ؟ آيا علل و عوامل غير مادى در پيدايش « معلومات » سهيمند يا خير ؟
( 3 ) . مراتب وجود از نظر غزالى عبارت است از : وجود ذاتى : حسى ، خيالى ، عقلى و شجى