دربارهء آنها حكمهاى مختلفى مىنماييم و هم مجموع آنها را كه فوج ناميدهايم و دربارهء آن نيز حكمهاى مخصوصى مىنماييم .
ادراكات ما نسبت به افراد ، ادراكات حقيقيه است ، زيرا مصداق واقعى و خارجى دارد و اما ادراك ما نسبت به مجموع ( يعنى گُردان ) اعتبارى است ، زيرا مجموع ، مصداق واقعى ندارد و آنچه واقعيت دارد هر يك از افراد است نه مجموع .
3 - وهميات يعنى ادراكاتى كه هيچگونه مصداقى در خارج ندارند و باطل محض مىباشند ؛ مثل تصور غول و سيمرغ و شانس و امثال آنها .
فلسفه سعى مىكند با ميزانهاى دقيق خود ، امور حقيقى را از دو دستهء ديگر جدا سازد . لازم است تذكر داده شود چيزى كه بسيار دشوار است و از لغزشگاههاى فلاسفه به شمار مىرود ، تميز امور اعتبارى است ، كه حقيقت نما هستند ، از حقايق .
دانشمندان جديد اروپا كه به نقادى عقل و فهم انسان پرداختهاند ، كوشش بسيار كردهاند كه ساختههاى ذهن را از حقايقى كه واقعيت خارجى دارند ، جدا سازند و همين امر سبب انحراف بعضى از آنان شده و آنها را تا سرحد ايدئاليسم
Idealisme
( سفسطه ) كشانيده كه يك باره جميع مفاهيم را صرفاً مصنوع ذهن دانستهاند و بعضى ديگر ، احياناً مسلك شك (
Septisisme
) را اختيار كردهاند . در فلسفهء اسلامى نيز عنايت خاصى نسبت به اين مطلب مبذول شده و تحقيقات سودمندى براى تفكيك اعتباريات از حقايق به عمل آمده است . « 1 »
اين نكته ناگفته نماند كه بر تفكيك مفاهيم حقيقى از اعتباريات و وهميات ، فوايد بسيار مهمى مترتب است . نقش فلسفه در اين خصوص ، نقشى حساس و سرنوشت ساز است ، زيرا انديشههاى موهوم و خيالگونه و خرافى در زندگى بشر نقش مهمى دارند . آنان كه نتوانستند از چنگال خيالات و انديشههاى موهوم خويش رها گردند و سعادت حقيقى را در آغوش بگيرند ، راه نجات خويش را انتحار پنداشتند . از اين رو بشر در پى ميزان و معيارى بر آمد كه افكار حقيقى را از انديشههاى اعتبارى و موهومات ذهنى جدا سازد تا افراد بشر بدانند كه شانس و بخت و اقبالى در كار نيست و اينگونه ذهنيات انسان كش ، ساخته و پرداختهء تخيلات و ذهنيات بشرى مىباشد و همچنين بداند كه آيا خوش بختى و بدبختى ، وجود مستقلى دارد يا
هامش
( 1 ) . شرح و تفصيل نقادىهاى دانشمندان اروپا و تحقيقات دانشمندان اسلامى را به مقالهء پنجم ، كه مخصوص آن مطلب است ، موكول مىكنيم ( م )