گازهاى داخل كه محيط بر زمين است . چوب در آب شكسته به نظر مىرسد و ستارگان از دور مانند ميخهاى نقرهاى بر سطح آسمان كوبيده شده مشاهده مىشوند ، هنگام بازى روى ميز پينگپنگ سايهء توپ با توپ اشتباه گرفته مىشود ، هنگام گرفتن طنابى كه بهطور افقى به ديوار بسته شده است ، سايهاى از آن را به جاى خود طناب مىگيرند و همچنين . . . .
حس لامسه در اغلاط دست كمى از باصره ندارد و اختلاف كيفيات در عضو لامس در نشان دادن گرمى و سردى و سختى و نرمى و جز آنها كاملًا مؤثر مىباشد . در مثال معروف اگر يك دستتان را در آب داغ گرم نموده و دست ديگرتان را در آب يخ سرد كنيد و پس از آن هر دو را با هم در آبى نيمه گرم بگذاريد ، از حال آب دو جز كاملًا متناقض ، كه با خارج نيز وفق نمىدهد ، به شما خواهند رسانيد .
حسهاى ديگر مانند حس ذايقه و غير آن به نوبهء خود اغلاطى دارند و بالأخره غلط و تناقض در حواس به اندازهاى بسيار است كه از هر گوشه و كنار مىتوان صدها مثال و شاهد براى آن پيدا كرد ؛ به عنوان مثال :
پس از مسواك زدن با خمير دندان ، چيز شيرين در دهان مزهء تلخ مىدهد ، يا بيمارى كه مبتلا به سرماخوردگى است ، غذاها را بىطعم حس مىكند و . . . .
غلط در خيال و همچنين در فكر كلى ، ديگر نيازمند به گشتن و مثال پيدا كردن نيست و اين دسته از اغلاط اگر چه مستقيماً در حس نيست ؛ ولى از راه اين كه اين دسته از ادراكات بالأخره منتهى به حس مىباشند ، مىتوان گناه اينها را نيز به گردن حس نهاد .
پاسخ اشكال
اين كه سوفسطاييان خطاى حواس را دست آويزى براى انكار وجود دنياى خارج و نفى ارزش معلومات قرار دادهاند ، مغلطهاى بيش نيست و از آن جهت كه [ اين مغلطه ] براى انكار يك امر بديهى ( وجود دنياى خارج ) كه ذهن هر كس حتى خود شخص مغلطه كننده به آن اذعان دارد بيان شده است ، ارزش علمى ندارد و اگر كسى فرضاً از طريق استدلال علمى نتواند جواب اين مغلطه را بدهد از آن جهت كه خلاف يك امر بديهى است ، در مغلطه بودنش ترديد ندارد ؛ ولى در عين حال دانشمندان اين مغلطه را بدون پاسخ نگذاشتهاند . و ما براى روشن شدن ذهن خوانندگان به بياناتى كه دانشمندان در اين زمينه مطرح كردهاند ، چه در مقام پاسخ به اين اشكال و