تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
خطا در تفسير آنچه ما با حس به دست آورده‌ايم . » « 1 » به عبارت ديگر خطا در حكم است ؛ يعنى خطا وقتى وقوع پيدا مىكند كه ذهن در مقام قضاوت بر مىآيد و حكم مىكند كه اين او است و الا خود حس كه منشأ اصلى تمام معلومات است ، خطابردار نيست . 3 . در موارد نام برده ، خطا نه در حس است و نه در حكم ؛ يعنى هيچ قوه‌اى از قواى ادراكى انسان در كار مربوط به خود خطا نمىكند . هر يك از خطاها را كه در نظر بگيريم ، پس از دقت معلوم مىشود كه خطاى حقيقى نيست ، بلكه كار مربوط به قوه‌اى را به قوه ديگر نسبت داده‌ايم ، پس وقوع خطا بالعرض است نه بالذات . و اين همان پاسخى است كه به تفضيل در متن مقاله بيان شده است . 4 . در موارد نام برده اصلًا خطايى نيست ، نه در حس و نه در حكم ، نه بالعرض و نه بالذات ؛ بلكه حقيقت است ، زيرا حقيقت همواره نسبى است و موارد مختلفى كه به غلط خطاى حواس ناميده شده است ، يك حقيقت از حقايق نسبى است . و اين اشتباه از آن‌جا پيدا شده است كه حقيقت را مطلق پنداشته‌اند [ و ] از اين جهت بعضى از مواردِ ادراكات حسى را خطا ناميده‌اند ؛ ولى با توجه به اين كه حقيقت هميشه و همه‌جا نسبى است ، اين اشتباه خود به خود رفع مىشود . اين پاسخى است كه نسبيون جديد و طرف‌داران ماترياليسم ديالكتيك مىدهند و عن قريب به تفصيل بيان وانتقاد خواهد شد . البته روشن است كه توجه اين اشكال كه بر اساس خطاى حواس در نفى اطلاق ارزش معلومات مطرح شد ، به متافيزيسم قوىتر است تا به ماترياليسم ديالكتيك ، زيرا ما در سخنان گذشتهء خود به يافتن واقعيت خارج فى الجمله ملتزم شديم ؛ ولى آنان ملتزم نبودند و از اين روى مىتوانند با تلاش ( نسبتاً ) كم‌ترى از بن بست اين اشكال بيرون آيند . اگر چه بالأخره در بن‌بست‌هاى ديگرى گير خواهند كرد .

حقيقت نسبى به تقرير دانشمندان مادى

دانشمندان مادى مىتوانند بگويند : نظر به اين كه ادراكات حسى ما خواصى هستند كه مادهء خارجى در آن‌ها به وجود مىآورد ، همان مادهء خارجى متحولِ متكامل كه همهء اجزايش در همهء
هامش
( 1 ) . سيد محمد حسين بهشتى ، شناخت به زبان فطرت