تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
دست خورده و تصرفاتى در وى شده و خاصيت وجودى تازه‌اى پيدا نموده است . چنان‌چه گرماى شخص محسوس صورت محسوسه بوده كه تشخص و تغيير را دارد و صورت خيالى وى ماهيت گرمى و تشخص را داشته ، ولى از آن جهت كه متخيل مىباشد ، ثابت است ومفهوم كلى وى تنها ماهيت گرمى را داشته ، ولى تشخص و تغيير را ندارد ، زيرا صورت خيالى رونوشت صورت حسى است . تشديد گرما همان‌گونه كه صورت محسوس و ملموس آن را تغيير مىدهد ، در صورت تخيلى نيز تحول ايجاد مىشود . 4 . اگر نتيجهء سوم را به مقدّمه‌اى كه در مقالهء دوم به ثبوت رسيد ( به واقعيت خارج از خود فى الجمله مىتوانيم نايل شويم ) ضم [ ضميمه ] كنيم ، اين نتيجه را مىدهد كه ما به ماهيت واقعى محسوسات فى الجمله نايل مىشويم . ( اين قضيه به همان اندازه كه ساده و مبتذل مىباشد و به همين جهت سهل التناول است ، دقيق و صعب الفهم مىباشد فلسفه او را به معناى دقيقش اثبات مىكند نه به معناى ساده و مبتذل وى ، چنان‌كه در جاى مناسب به خودش گفته خواهد شد ) . اين‌جا است كه پرسش گذشته خودنمايى كرده و پيش مىآيد ، كه اگر چنان‌چه ما با حواس خود به ماهيت واقعى اشيا نايل مىشويم ، پس اين همه اختلاف و تخلف در حس چيست ؟ چرا حواس ما به اشكال مختلف خطا كارند ؛ مثلًا حس باصره در ابصار مستقيم و منعكس خود اغلاط بىشمارى دارد ، ما اجسام را از دور كوچك‌تر و از نزديك بزرگ‌تر از مقدار واقعى شان مىبينيم ، در يك سر سالن بلندى اگر بايستيم سطح زير پايمان هر چه دور تر ، بلندتر ديده مىشود ، سقف بالاى سرمان هر چه دور تر ، پايين‌تر ديده مىشود ، دو خط متوازى را اگر در وسط آن بايستيم ، متمايل و گاهى دو خط متمايل را متوازى مىبينيم ، بسيارى از اجسام متحرك را اگر خود نيز متحرك باشيم با تساوى حركتين در جهت و سرعت ، ساكن و با تغاير حركتين با حركت‌هاى غير واقعى مىبينيم ، قطره‌اى كه از آسمان مىافتد به شكل خط و آتش آتش گردان به شكل دايره ديده مىشود ، اجسام مختلف را از كره و استوانه و مكعب و مخروط و موشور ( منشور ) به شكل سطح‌هاى غير منطبق مشاهده مىكنيم ، چيزهايى كه اساساً دروغند ؛ مانند شكل در شكم آينه كه چيزى جز انعكاس نور از جسم بر سطح آينه نيست و آب در سراب كه انعكاس نور بر روى شن‌هاى بيابان مىباشد ، مىيابيم . و هم‌چنين به سبب اختلاف دورى و نزديكى و تاريكى و روشنى رنگ اجسام را تغيير مىدهيم و هم‌چنين . . . . اين آسمان كه مانند يك سقف آبى به نظر مىآيد عبارت است از : جو ، يعنى مقدارى هوا و