چه مستقيماً در مقام توجيه خطاى حواس ، اشاره مىكنيم :
1 . فرضاً كه حواس ما در نشان دادن كيفيت يا ماهيت محسوسات خطاكار باشند ، در دلالت بر وجود خارجى محسوسات خطاكار نيستند . تمام اين خطاها كه به حواس نسبت داده شده فرضاً كه ما آنها را خطاى حقيقى بدانيم ، خطا در نشان دادن كيفيت يا ماهيت محسوس است نه در دلالت كردن بر وجود محسوس فى الجمله . ما در هيچ موردى سراغ نداريم ( حتى در مورد سراب و آب ) كه محسوس به هيچ وجه وجود نداشته باشد و در عين حال ما وجود چيزى را احساس كنيم ، پس مدعاى سوفسطاييان ( عدم دنياى خارج ) با اين بيان ثابت نشد .
2 . حس به خودى خود خطا نمىكند . در مواردى كه گفته مىشود حس خطا كرده است ، واقعاً خطا در حس ( احساس مجرد ) نيست . وقتى ما آتش گردان را مىگردانيم و يك دايرهء آتش در فضا به چشم مىآيد ، كجاى كار خطا است ؟ آيا اين كه در چشم ما و شبكيهء ما يك دايرهء آتش سرخ رنگ در فضا ترسيم شده ، آيا اين خطا بوده و يا خطا در چيز ديگرى است ؟
حقيقت آن است كه دستگاه بينايى ما در اين كه يك دايرهء آتش را در فضا ديده خطا نكرده است ، واقعاً دايرهء سرخ رنگ در فضا وجود داشت ؛ منتها اين دايرهء سرخ رنگ مىتواند با گرداندن سريع آتش گردان در فضا به وجود آيد ( يعنى در اثر يك حركت به وجود بيايد ) و مىتواند در اثر بودن يك حلقهء واقعى آتشين به وجود بيايد .
« اگر يك حلقهء آهنى را با وصل كردن سيم برق حرارت بدهند تا سرخ بشود ، به راستى يك دايرهء سرخ رنگ آتشين در فضا وجود دارد و اگر آتش گردان را هم سريع بگردانيم ، به راستى يك دايرهء آتشين سرخ رنگ ايجاد مىكند ؛ منتها دايرهء اوّل ثابت است و دايرهء دوم نتيجهء حركت است و الا هر دو از نظر اين كه در فضا يك دايرهء آتشين به وجود آوردهاند مساوى اند . خطايى كه ما داريم در مشاهده و ديدنمان نيست ؛ خطا در اين است كه ما حلقهء آتشينِ ايجاد شده از حركت آتش گردان را تفسير به حلقهء ثابت كرديم . هنگامى هم كه در مورد تلخ بودن غذا حكم مىكنيم ، خطا در تفسير و تطبيق و مرتبط كردن آنچه از طريق حس به دست آمده است ، با واقعيت عينى مىباشد .
گاهى اوقات ما براى علاج خطاها از حواس ديگر كمك مىگيريم ؛ مثلًا در مورد چوبى كه در آب ، شكسته به نظر مىآيد كافى است كه دست خود را در آب فرو برده و دريابيم كه چوب ، شكسته نيست . پس اين كه گفته مىشود : « خطاى حواس » بايد اين جمله را عوض كرده و گفت :
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٨٨