دانشمندان به هر دو قسم از نظريهء كانت اعتراض كردهاند و چنانكه در مقالهء پنجم خواهيم گفت ، با بيان كانت نمىتوان يقينى بودن رياضيات را اثبات نموده ، راه ديگرى را بايد جستجو كرد .
ج ) طبيعيات :
بيان كانت در طبيعيات مفصل است . خلاصهاش آن كه در امور طبيعى ، ذهن انسان قادر است عوارض و ظواهر ( فنومنها « 1 » ) را كه به حس در مىآيند ادراك كند و از ادراك ذوات ( نومنها « 2 » ) كه مظهر عوارض و ظواهرند ، عاجز است . در مورد ظواهر هم ذهن انسان به واسطهء خاصيتهاى مخصوص خود ، صورتها و شكلهاى مخصوص به آنها مىدهد كه هرگز نمىتوان مطمئن شد در واقع و نفس الامر هم به همين شكل و صورت كه در ذهن ظاهر مىشوند ، هستند يا نه ؟
كانت مىگويد : حواس ، تنها مواد وجدانيات و معلومات را به ذهن مىدهند و ذهن از خود ، مايه به آنها مىدهد و به آنها صورت مىبخشد تا قابل ادراك شدن مىشوند . مىگويد : انسان هر چيزى كه تصور مىكند ، در ظرف زمان و مكان تصور مىكند و براى وى ممكن نيست چيزى از امور عالم را در غير اين دو ظرف ادراك كند ؛ ولى زمان و مكان وجود خارجى ندارند ، بلكه دو كيفيت ذاتى هستند و صورتهايى هستند كه ذهن به محسوسات خود مىدهد و اگر اين مايه را ذهن از خود نمىافزود ، جز يك عده تأثيرات پراكندهء متفرقِ غير مرتبط ، چيزى وارد ذهن نمىگشت ؛ يعنى تصور چيزى براى ذهن دست نمىداد ؛ مثلًا ما از خورشيد يك تصور واضح داريم و حال آن كه آنچه به وسيلهء تأثيرات حسى وارد ذهن شده گرمى و روشنايى و رنگ بوده و اگر ذهن روى خاصيت مخصوص خود براى اينها جايگاه مكانى و زمانى تعيين نمىكرد و به اين وسيله اينها را به يكديگر مرتبط نمىساخت ، هرگز تصورى از خورشيد برايش دست نمىداد . در مقام تشبيه مىگويد : معلوم را تشبيه مىكنيم به غذايى كه بايد به بدن برسد و بدل ما يتحلّل شود ؛ براى اين مقصود بايد مواد خوراكى از خارج داخل معده شود ، آنگاه بايد معده و ديگر اعضاى هاضمه ، شيرههايى از خود بر آنها ضميمه كند تا خوراكها غذا شود ، پس خوراكها به منزلهء احساساتند و شيرهها حكم زمان و مكان را دارند .
اين مقدار كه گفته شد ، دربارهء وجدانيات يا تصورات اوليهاى است كه ما از اشيا
هامش
( 1 ). 1 . Phenomenon( 2 ). 2 . Noumenon