اقتضا دارد . آيا واقع هم همينطور است يا نيست ؟ نمىدانيم . كانت در نقادىهاى خود به جايى مىرسد كه جريان قاعدهء عليت و معلوليت را در عالم خارج مورد ترديد قرار مىدهد ؛ ولى قدما بارها تصريح كردهاند كه ترديد يا انكار جريان اين قانون در عالم خارج ، مستلزم نفى فلسفه و بطلان جميع علوم و هم رديف سفسطه مىباشد .
اضافه كردن قدما جملهء « تا اندازهاى كه در استطاعت بشر است » را در تعريف فلسفه ، همانطورى كه قبلًا گفته شد ، براى اشاره به اين نكته است كه حقايق جهان ، بىپايان است و استعداد بشر محدود ، پس بشر فقط به كشف پارهاى از حقايق جهان مىتواند نايل شود ؛ علم كل ، نصيب كسى نخواهد شد ؛ اما كانت مىگويد : دست بشر از رسيدن به حقايق جهان به كلى كوتاه است ؛ به عبارت ديگر قدما نظر به عجز بشر از لحاظ كميت داشتند و كانت نظر به عجز بشر از لحاظ كيفيت دارد و بين اين دو فرق بسيار است .
پس از كانت نيز دانشمندان بسيارى آمدهاند و آرا و عقايدى در باب ارزش معلومات اظهار داشتهاند ؛ ولى چيزى زيادتر از آن مقدار كه در ضمن بيان اشخاص نام برده نقل كرديم ، ندارند و هر كس به وجه مخصوص و طريقهء خاصى وارد شده و نتيجه همان است كه تاكنون گفته شد .
فرق نظريهء كانت و ماترياليسم
آيا بين نظريهء كانت و نظريهء ماترياليسم ديالكتيك از لحاظ ارزش معلومات فرق است يا نه ؟
ماديين ، كانت آلمانى را شكاك به حساب مىآورند . از راه اين كه بين شىء بنفسه ( واقعيت خارجى شىء ) و شىء براى ما ( تصورى كه از آن شىء در ذهن ما هست ) فرق گذاشته ، زيرا كانت معتقد است كه ذهن فطرتاً يك معانى قبلى ( از قبيل زمان و مكان ) از خود دارد كه در خارج نيستند و هر چه را ادراك مىكند در ظرف آن معانى و در قالب آنها ادراك مىكند ، پس نتيجه مىگيرد :
هميشه بين « شىء بنفسه » و « شىء براى ما » اختلاف است . همچنانكه خوانندهء محترم متوجه است خود ماديين نيز بين « شىء بنفسه » و « شىء براى ما » فرق مىگذارد ، با اين تفاوت كه ، كانت از راهى وارد شده كه نتيجهاش اختلاف بين « شىء بنفسه » و « شىء براى ما » است ؛ ولى « شىء براى ما » نسبت به اشخاص فرق نمىكند ؛ ولى ماديين از راهى وارد شدهاند كه بين شىء بنفسه و شىء براى هر كس ، جدا جدا فرق پيدا مىشود .
كانت به نقل مرحوم فروغى مىگويد : « انسانها جهان را با يك عينك مخصوص مىبينند و