خلاصهء عقيدهء اين دانشمندان اين است : ماهيت اشيا ، كه علم به آنها تعلق مىگيرد ، ممكن نيست بهطور اطلاق و دست نخورده در قواى ادراكى بشر ظهور كند و مكشوف گردد ، بلكه هر ماهيتى كه بر انسان مكشوف مىگردد دستگاه ادراكى از يك طرف ، شرايط زمانى و مكانى از طرف ديگر ، در كيفيت ظهور ونمايش شىء ادراك شده بر شخص ادراك كننده دخالت دارد و از اين جهت است كه هر فرد يك چيز را مختلف ادراك مىكند ، بلكه يك نفر در دو حالت يك چيز را دو نحو ادراك مىكند . پس هر فكرى در عين اين كه صحيح و حقيقت است فقط براى شخص ادراك كننده ، آن هم فقط در شرايط زمانى ومكانى معين ، حقيقت است ؛ اما براى شخص ديگر و يا براى خود همان شخص در شرايط ديگر ، حقيقت چيز ديگرى است ؛ مثلًا من جسمى را در يك لحظه خاص از زمان در مكان و محيط مخصوص با حجم معين و شكل و رنگ معين ادراك مىكنم ، اين ادراك ، صحيح و حقيقت است ؛ اما فقط نسبت به من و براى « من » ، نه نسبت به ديگرى و براى او ، زيرا شايد انسان ديگر يا حيوان ديگر كه ساختمان قواى ادراكى وى با من فرق مىكند ، همان شىء را در همان زمان و در همان محيط با حجم و شكل و رنگ ديگرى ادراك كند و البته براى او و نسبت به او حقيقت همان است كه خودش ادراك كرده . خود من هم در لحظهء ديگر يا در محيط ديگر ممكن است آن جسم را با حجم و شكل و رنگ ديگرى ادراك كنم و براى من در آن لحظه و آن محيط ، حقيقت چيز ديگرى خواهد بود .
اين دسته از تحقيقات علمى جديد بر مدعاى خود گواه مىآورند ، زيرا در علوم امروز ثابت شده كه اعصاب انسان با حيوان و همچنين اعصاب انسانها نسبت به يكديگر در كيفيت عمل كردن اختلاف دارند ؛ مثلًا انسانها هفت رنگ اصلى و انواع و اقسام رنگهاى فرعى را مىبينند ؛ ولى بعضى حيوانات تمام رنگها را به شكل خاكسترى مىبينند . بعضى از افراد انسان يافت مىشوند كه كورى رنگ دارند ، بلكه ما در زندگى عادى خود مىبينيم كه اعصاب يك فرد در حالات مختلف دو گونه عمل مىكند ؛ مثلًا خوردنى معين در حال صحت و حال مرض دو طعم دارد ، بوى معين گاهى خوش و مطبوع و گاهى ناخوش و نامطبوع جلوه مىكند .
پس بايد گفت : هر چيزى كه بر ما معلوم و مشكوف مىگردد ، كيفيت ظهور و نمايشش بستگى دارد به كيفيت عمل اعصاب و يك سلسله عوامل خارجى ، پس ماهيات اشيا بهطور اطلاق و دست نخورده بر قواى ادراكى ظهور نمىكنند ، پس حقايق در عين اين كه حقيقت هستند ، نسبى و اضافى مىباشند . اين مسلك هر چند به ادلهء جديدى از تحقيقات دانشمندان جديد مجهز شدن ،
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٥٢