در علوم طبيعى جديد فرضيهء جاويدانى وجود ندارد . هر فرضيه بهطور موقت در عرصهء علم ظاهر مىشود و صورت قانون علمى به خود مىگيرد و پس از مدتى جاى خود را بر فرضيهء ديگر مىدهد . علم امروز در مسائل طبيعيات يك قانون علمى ثابت و لايتغيرى كه تصور هيچگونه اشتباهى در آن نرود نمىشناسد و اعتقاد به چنين قانونى را يك نوع غرور و از خصايص دورهء « اسكولاستيك « 1 » » و قرون وسطايىها مىداند . در نظر دانشمندان جديد اعتقاد به قطعى بودن و يقينى بودن يك قانون علمى ، آنطور كه قدما تصور مىكردند ، يك عقيدهء ارتجاعى است .
شايد از قرن نوزدهم به بعد در ميان دانشمندان كسى يافت نشود كه مانند قدما در طبيعيات ، اظهار جزم و يقين كند ( هر چند قدما هم مسائل طبيعيات و فلكيات را چندان يقينى نمىدانستند و آنها را حدسيات مىخواندند ) .
دانشمندان جديد هر گاه فرضيهاى ابراز دارند كه تجربههاى موجود آن را تأييد كند ، ادعاى يقين مطلق دربارهء آن نمىكنند و به عنوان حقيقت مسلم آن را بيان نمىكنند .
انيشتين ، « 2 » از دانشمندان معروف معاصر دربارهء نظريهء معروف خود « نسبيت » كه جانشين نظريهء جاذبهء عمومى نيوتن « 3 » در فيزيك شده است ، بيش از اين نمىگويد كه ، « تجربههاى فعلى آن را تأييد كرده است » .
آرى تنها ماديون هستند كه در اين مسائل اظهار قطع و يقين مىكنند و اين مسائل را حقايق مسلمه تلقى مىكنند و به دانشمندانى كه پديد آورندهء اين فرضيهها هستند اعتراض دارند كه چرا در حقيقى بودن آنها ترديد دارند .
همچنانكه در صفحات پيش در بيان و انتقاد آراى ماديون دربارهء ارزش معلومات گفتيم ، ماديون روى غرض خاص چارهاى ندارند جز آن كه بر خلاف همهء دانشمندان ، مسائل تجربى را يقينى بدانند و اگر غير از اين بگويند ، پايههاى موهوم فلسفهشان از بنيان خراب مىشود و از طرف ديگر مىبينند فرضيههاى طبيعى بالعيان تغيير مىكند و ناسخ و منسوخ دارد ، ناچار يك مطلب موهوم ديگرى را تحت « عنوان تكامل حقيقت » عنوان مىكنند و جار و جنجال راه مىاندازند و مىخواهند از اين راه هم براى علوم طبيعى ارزش يقينى قائل شوند و هم تغيير و تبديل فرضيهها را توجيه كنند .
هامش
( 1 ). 1 . Scholasti( 2 ). 2 . Einstein( 3 ). 3 . Newton