هر دو به يك نتيجه مىرسد ، عملًا از حساب خود نتيجه مىگيريم ؛ مثلًا چه خورشيد به دور زمين بچرخد و چه زمين به دور خورشيد ، لازمهاش اين است كه در فلان روز معين ، ماه بين اين دو حايل شود و كسوف محقق گردد . ما چه آن كه روى حركت خورشيد حساب كنيم و چه روى حركت زمين ، بالأخره نتيجهء حساب ما اين است كه در فلان روز معين و در ساعت و دقيقهء معين ، كسوف محقق شود .
براى غير يقينى بودن علوم تجربى دليل ديگرى هم مىتوان آورد و آن اين كه علوم تجربى بالأخره منتهى به محسوسات مىباشند و حس هم خطا مىكند . فليسين شاله در متدلوژى در باب قطعيت علوم فيزيكى و شيميايى مىگويد : « علوم فيزيكى و شيميايى مانند رياضيات ، محصل يقين و قطعيت مطلق نمىشود ، زيرا مبدأ آنها محسوسات است و هم حس خطاكار مىباشد . » « 1 »
تا آنجا كه مىگويد : « هر چند يقينى بودن علوم فيزيكى و شيميايى ، نسبى و اضافى است ، اين نسبيت به هيچ وجه از ارزش آن نمىكاهد ، زيرا اين علوم هم عقل ما را كه خواستار نظم و همسازى است ، خرسند مىسازد و هم اين كه استفادههايى كه از آنها در عمل مىشود ، بسيار شايان اهميت است . »
در باب قطعيت و فايدهء رياضيات مىگويد : « رياضيات چون از اصل مسلم شروع كرده و به وسيلهء قياسهاى ضرورى بسط و توسعه مىيابد ، علمى است كاملًا متيقن ؛ مثلًا اين كه « دو به اضافهء دو مساوى است با چهار » حكمى است كاملًا مفهوم و محقق و مسلم و به عقيدهء بعضى از دانشمندان فقط در اين باب است كه مىتوان از يقين مطلق گفتگو كرد . »
ممكن است براى خوانندهء محترم ابتدا تعجب آور باشد اگر بشنود علوم طبيعى امروز با همهء پيشرفتها و توسعهء فوق العاده و با آن همه اكتشافات و صنايع عظيم و آن همه اختراعات بر پايهء آن اكتشافات ، ارزش قطعى و يقينى خود را از دست داده است و تنها داراى ارزش عملى است ؛ ولى با بيانى كه در بالا شد مبنى بر اين كه قوانين علمى و طبيعى معمولًا گواهى بر صحت خود ندارند غير از نتيجهء عملى دادن ، و نتيجه دادن هم دليل بر صحت و مطابقت با واقع نمىشود . و با مطالعهء آرا و عقايد دانشمندان كه مختصرى از آن را در ضمن بيان سير عقايد و آرا نقل خواهيم كرد ، اين تعجب رفع خواهد شد .
هامش
( 1 ) . دربارهء اين دليل ( خطاى حسى ) در آينده بحث خواهيم كرد