تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
معلومات ذهنى ما به حمل اولى همان است كه هست ؛ ولى به حمل شايع صناعى همان جوهر خارجى در ذهن ، عرض است . جزئى در ذهن ، كلى است ، زيرا به حمل شايع صناعى كلى مىباشد و به تعداد افراد خارجى مصداق دارد ؛ يعنى مصداق جزئى بر كثيرين مصداق ندارد ، ولى مفهوم جزئى ، صدق بر كثيرين مىكند . از خوانندگان ما آنان كه با فلسفه آشنا هستند ، به همين اشارهء مختصر به ريشهء اين اشتباه ، خوب متوجه شدند و تار و پود اين منطق « ديناميك » را كه همه‌جا به منطق قديم حمله ور مىشود و آن را جامد ( استاتيك ) مىخواند ، به دست آوردند و دانستند كه ريشهء اين منطق متحرك فقط يك اشتباه بزرگى است كه قرن‌ها است پنبهء آن زده شده است .

راه سوم

تنها طريقهء شناختن حقيقت يك شىء عبارت است از اين كه ، روابط آن شىء را با ساير اشيا به دست آوريم . منطق قديم دچار اشتباه بود ، زيرا طريق شناختن را تعيين « حد و رسم » و بيان « جنس و فصل » معرفى مىنمود ؛ اما در منطق ديالكتيك ، طريقهء شناختن حقيقى يك چيز عبارت است از : تعيين ارتباطات آن شىء با ساير اشيا ( اعم از اشياى گذشته و اشياى هم زمان ) ؛ يعنى اين كه تاريخچهء گذشته و وضع حاضر آن را در تحت تأثير اجزاى مجاور ( هم زمان ) به دست آوريم و چون هر شىء با ساير اشيا روابط بىنهايت زياد دارد ، پس شناختن حقيقى يا حقيقت تدريجاً مراحلى [ را ] طى مىكند و با كشف روابط بيش‌ترى كامل‌تر مىشود و هر يك از اين مراحل نسبت به مرحلهء قبل از خودش خطا است ؛ پس حقيقت به معناى « كثير المطابقه » و خطا به معناى « كثير المغايره » خواهد بود ؛ پس حقيقت به معناى شناختن حقيقى اشياى متحول و متكامل است .

پاسخ :

طريقهء شناختن حقيقى در مقالهء پنجم با توجه به گفته‌هاى ماديين بيان خواهد شد ، در اين جا مربوط به مطلب خودمان همين قدر مىگوييم : به فرض اين كه طريقهء شناختن حقيقى تعيين روابط هر شىء با ساير اشياى بىنهايت باشد ، مدعاى ماترياليسم ديالكتيك به دست نمىآيد ، زيرا [ اولًا ، ] مدعاى ماترياليسم ديالكتيك - چنان‌كه كراراً گفته شد - اين است كه