ساز كرده و بگويند : حقيقت و خطا يا صحيح و غلط و يا صدق و كذب چندان اختلافى با يكديگر ندارند . ممكن است يك چيز هم حقيقت و خطا و هم صحيح و هم غلط و بالأخره هم راست و هم دروغ بوده باشد .
اين كه يك فكر از يك حيث و يك جهت محال است هم حقيقت و صحيح باشد و هم خطا و هم غلط ، بر يك طفل دبستانى نيز مخفى نيست . آيا خود دانشمندان مادى حاضرند قبول كنند اصول فلسفى و منطقى آنان هم صحيح است و هم غلط ؟ آيا همين مطلب كه الان از آنها نقل كرديم كه گفتند : ممكن است يك چيز هم حقيقت و هم خطا بوده باشد ، ممكن است هم حقيقت و هم خطا و هم صحيح و هم غلط بوده باشد ؟
آنچه از دانشمندان در باب اجتماع حقيقت و خطا نقل كرديم ، دربارهء تئورىها و فرضيههاى بزرگ علمى [ درست ] است و منظورشان اين است كه يك تئورى و يك فرضيه - كه مشتمل بر چندين مطلب و شامل چندين فكر است - ممكن است داراى يك جزء خطا بوده باشد . البته اين چيزى است كه قابل قبول است و ربطى به اصل « وحدت ضدين » ندارد .
ما دربارهء اين مطلب در همين مقاله ، آنجا كه نظريات ماترياليسم ديالكتيك را - به خصوص دربارهء ارزش معلومات - بيان و انتقاد مىكنيم ، بحث زيادترى خواهيم كرد .
4 . آيا حقيقت موقت است يا دايمى ؟
اين مطلب نيز شايستهء دقت است ، دقت در اين مطلب از بسيارى از اغلاط و اشتباهات جلوگيرى مىكند . محققين از منطقيين و فلاسفهء قديم ، يكى از خواص حقيقى بودن مفاهيم و محتويات فكرى را « دوام » مىدانستند و مىگفتند : حقايق دايمى هستند . شيخ الرئيس ابوعلى سينا در منطق شفا دربارهء اين مطلب بحث كافى كرده [ است ] .
براى عدهاى از دانشمندان جديد و بالاخص ماديين اين مطلب توليد اشتباه كرده است و گمان كردهاند مقصود اين بوده كه موضوع يك فكر حقيقى و مطابق با واقع ، بايد يك امر ثابت و جاويدان باشد و از اين راه به حمله پرداختهاند و مدعى شدهاند كه اين عقيده از آنجا براى دانشمندان قديم پيدا شده است كه به اصل تغيير در طبيعت توجه نداشتهاند و با توجه به اصل تغيير در طبيعت بايد گفت : حقايق موقتند ، نه دايمى .
ماديين اعتقاد به دايمى بودن حقايق را از آثار جمود منطق قديم و از خواص تفكر متافيزيكى