تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
3 . آيا ممكن است يك چيز هم حقيقت بوده باشد و هم خطا ؟ 4 . آيا حقيقت موقت است يا دايمى ؟ 5 . آيا حقيقت قابل تحول و تكامل است ؟ 6 . چرا حقيقت حاصل از تجربه ، غير يقينى است و اصلًا چرا علوم تجربى يقينى نيست ؟ 7 . آيا حقيقت مطلق است يا نسبى ؟ 8 . آيا بين رولاتيويسم و ماترياليسم از لحاظ ارزش معلومات تفاوتى هست يا خير ؟

1 . آيا حقيقت فى الجمله وجود دارد ؟

حقيقى بودن و مطابق با واقع بودن ادراكات انسان ( فى الجمله ) بديهى است ؛ يعنى اين كه همهء معلومات بشر - على رغم ادعاى ايدئاليست‌ها - صد در صد خطا و موهوم نيست . بر همه كس در نهايت وضوح هويدا است و احتياج به استدلال ندارد ، بلكه استدلال بر اين مطلب محال و غير ممكن است . يك سلسله حقايق مسلم يا بديهيات كه در مقالهء 2 آن‌ها را فطريات ناميديم ، در ذهن هر كسى حتى خود سوفسطاييان موجود است و خود آن‌ها نيز در حاق ذهن به آن‌ها اعتراف دارند . سوفسطايى واقعى ، يعنى كسى كه نسبت به همه چيز مردد يا منكر باشد ، يافت نمىشود . سوفسطاييان و ايدئاليست‌ها وقوع خطا را از حس و عقل دليل بر مدعاى خود قرار داده‌اند و ما در گذشته « 1 » پاسخ داديم كه خود همين پى بردن به خطا ، دليل بر اين است كه يك سلسله حقايق قطعى در نزد ما هست كه آن‌ها را معيار و مقياس قرار داده‌ايم و از روى آن‌ها به خطاهايى پى برده‌ايم و الا پى بردن به خطا معنا نداشت ، زيرا با يك غلط نمىتوان غلط ديگرى را تصحيح كرد . غرض از اين بيان ، تنبيه و توجه دادن هر كس است به فطريات خود نه استدلال و اقامهء برهان بر مدعا ، زيرا هم‌چنان‌كه دانشمندان گفته‌اند : اگر كسى منكر جميع اصول و حقايق كتمان‌ناپذير بشود ، ( البته به زبان ) استدلال و اقامهء برهان براى محكوم كردن او بىفايده است ، زيرا هر استدلالى متكى به مقدماتى خواهد بود و آن مقدمات يا خود بىنياز از استدلالند يا آن‌كه بالأخره
هامش
( 1 ) . به شبههء 2 از مقالهء 2 رجوع شود