تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
متكى به اصول و مقدماتى خواهند بود كه بىنياز از برهان و استدلالند و اگر طرف به هيچ اصلى اذعان نداشته باشد و براى هر مقدّمه دليل بخواهد ، تا بىنهايت پيش خواهد رفت و قهراً حصول نتيجه غير ميسر خواهد بود . يكى از ماديين در مقام رد سفسطهء ايدئاليست‌ها براى اثبات وجود عالم خارج به فرضيهء « لاپلاس » و اين كه زمين از خورشيد جدا شده و سال‌ها در حال التهاب بوده و پس از ميليون‌ها سال موجودات زنده و از آن جمله انسان‌ها و از آن جمله شخص ايدئاليست ، كه همه چيز را ذهنى مىداند ، متمسك شده و اين را استدلال قاطعى در رد سفسطهء ايدئاليست‌ها پنداشته است . واضح است كه اين‌گونه استدلالات در رد كسى كه خورشيد و زمين و انسان‌هاى روى زمين و بالأخره همهء جهان را صور ذهنى و بىواقعيت مىداند و اساساً علم وفلسفه را بىمعنا مىشمارد ، چه قدر بيهوده است . در متن اين مقاله كه كيفيت وقوع خطا بررسى شده ، منظور اقامهء دليل بر رد مدعاى سوفسطاييان نيست ، بلكه منظور جواب شبهه‌اى است كه در باب كاشفيت علم و خطاى قواى ادراكى ايراد نموده‌اند . همان‌گونه كه قبلًا نيز متذكر شديم ، شبههء ايدئاليست‌ها به شرح زير بود : حواس ما كه قوىترين وسايل علم به واقعيت خارج مىباشند ، پيوسته خطا مىكنند و هم‌چنين وسايل و طرق ديگر غير حواس نيز گرفتار اغلاط زياد هستند ، چنان‌كه دانشمندانى كه با هر گونه وسايل اجتناب از خطا خودشان را مجهز كرده‌اند ، از خطا مصون نمانده و يكى پس از ديگرى از پاى در آمده‌اند ؛ پس چگونه مىتوان به واقعيتى وثوق و اطمينان پيدا كرد ؟ « 1 » در متن اين مقاله بررسى شده كه هيچ علمى بىمكشوف نيست و هيچ گاه قواى ادراك كننده در خود اشتباه نمىكنند ؛ منشأ وقوع خطاها و اشتباهات چيز ديگرى است كه شرح داده شده است .

2 . ميزان تشخيص حقيقت از خطا چيست ؟

از يك سلسله حقايق مسلمى كه ذهن ما آن‌ها را در كمال بداهت و روشنى مىيابد بگذريم ،
هامش
( 1 ) . شبههء 2 از مقالهء 2 ( ايدئاليسم و رئاليسم )
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 229 | محمد باقر شريعتى سبزوارى