تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
اعصاب ، مقدمهء پيدايش ادراكات هستند نه خالق معلومات ، علم و آگاهى از توليدات نفس مجرد وعقل خلاق بشر است نه از مواد مغز و اعصاب ؛ اين دو ابزار ارتباط هستند نه مولّد و زايندهء ادراك . ثانياً ، ما از اين بيان ( كه خلاصهء آن انجام يافتن يك عمل فيزيكى است در انسان در موقع ادراك ) حتى يك جمله را نمىخواهيم انكار نماييم . البته اين موضوع كه ادراكات موجود چگونه با مغز و اعصاب دست به دست هم داده و ادراك تازه و مخصوصى را به وجود مىآورند كه نامش را « علم به علم » مىگذاريم ، جاى بسى اشكال است . من علم و معلومات زيادى دارم ؛ ولى علم به معلومات ، يك حقيقت بيش نيست و گرنه بايد به تعداد معلوماتِ اندوخته شده علم به معلومات داشته باشيم ، در صورتى كه بالوجدان ، علم من به اين كه رياضى مىدانم و يا فلسفه و تفسير و تاريخ مىدانم ، متعدد نمىباشد و اين يك نوع شناخت است كه بر همهء معلومات مشرف است . مكانيسم پيدايش علم به علم كدام است و چگونه از اوّل عمر تا پايان آن ، يك علم است و تعدد ندارد ؟ وانگهى تأثير و تأثر ادراكات در يك‌ديگر يا در مغز در چه شرايطى علم به علم توليد مىسازد و در چه وضعيتى معلومات كلى را به وجود مىآورند ؟ و نيز علم به جهل : « مىدانم كه نمىدانم » چگونه پيدا مىشود ؟ جهل انسان ، جهل بسيط است به خلاف حيوان كه جهلش جهل مركب است ؛ يعنى نمىداند كه نمىداند ، اما انسان ندانستنىهاى خود را مىداند و مىكوشد تا مجهولات خود را بر طرف كند . پس خيلى از قسمت‌هاى بحث از نظر علمى هم قابل انكار است . چيزى كه هست نظر اين دانشمندان را به مثالى كه در آغاز مقاله و دو نظرى كه در ذيل آن آورديم ، بايد جلب كرد : گفتيم كه هنگام مشاهدهء يك منظرهء بزرگ از دو ديد مىتوان به آن نگريست : يك بار مىتوان به تداعى آن تصوير در ذهن پرداخت كه اين عكس ، نشان دهندهء يك واقعيت خارجى است و يك بار ديگر فقط مىتوان به يك مقوا با لكه‌هاى سياهى كه در سطح آن پاشيده شده ، نگاه كرد و پرسيد كه حقيقت آن منظرهء پهناور با تمام خصوصيات عينىاش در مغز ساخته مىشود يا در حوزهء ذهن حضور پيدا مىكند و يا صرفاً عكس و تصويرى از آن در ذهن انعكاس پيدا مىكند ؟ مثل عكسى كه در صفحهء مقوا به صورت لكه‌هاى جوهر و مركب پاشيده شده است ؛ اين بيان با كدام يك از اين دو ديدگاه منطبق است ؟ اين بيان كدام يك از دو