صورتهاى كلى و تازه مىسازد ؛ درست به عكس كار دستگاه عكاسى ، ولى پس از خلق و آفرينش در ذهن باقى مىماند .
نظريهء مادى
صاحبان اين نظريه هر چند نتوانستهاند بهطور قطعى اظهار نظر كنند ؛ ولى در عين حال مىگويند :
بر خلاف نظريهء بالا هيچ گاه عين ادراكات اوليه حفظ و نگاهدارى نمىشود و اينطور نيست كه هر صورت ادراكى در ذهن پديد آمد ، قوهء حافظه عين آن را نگاهدارى كند ، زيرا ادراك عبارت است از : فعاليت اعصاب و اعصاب دربارهء يك شىء نمىتوانند فعاليت مداوم داشته باشند ؛ يعنى فعاليتهاى اعصاب هر لحظه متوجه شىء مخصوصى است و در حالى كه چيزى مورد توجه نيست ، قهراً سلسلهء عصبى دربارهء آن فعاليت ندارد ، پس در حال عدم توجه ، خاطرهء ادراكى به صورت ادراك وجود ندارد و نمىتواند وجود داشته باشد .
اين دانشمندان مىگويند : هر چيزى كه يك بار ادراك شد ، فقط اثرى از آن در يك نقطهء مخصوصى از مغز مثلًا يك يا چند سلول پيدا مىشود و هر وقت آن نقطهء مخصوص در اثر يك عامل خاصى ( اراده و غيره ) تهييج شد ، اعصاب دوباره به فعاليت مىپردازند و باعث دوباره توليد شدن ادراك اولى مىگردند ؛ مثلًا در مثال بالا ملاقات و مذاكره با رفيق ، در حالى كه مورد توجه نيست ، به صورت خاطرهء ادراكى در ذهن موجود نمىباشد ، بلكه فقط اثرى از وى در يك نقطهء معين مغز باقى مىماند كه هر وقت آن نقطه تحريك شود ، باعث دوباره توليد شدن آن خاطرهء ادراكى مىگردد و شخص مىپندارد كه خود اين خاطره محفوظ و باقى مانده است .
على هذا مطابق اين نظريه هر تذكر و يادآورى ، توليد جديدى است بر خلاف نظريهء اوّل كه تذكر را توليد جديد نمىداند . و ما براى توضيح بيشتر ، نظريهء ماديين را دربارهء مادى بودن حافظه از قول خودشان نقل مىكنيم .
دكتر تقى ارانى مىگويد : « در عمل حافظه بايد توجه كرد كه چگونه يك تأثير يا احساس در روح ثابت مىشود ؟ چگونه محفوظ مىماند ؟ چطور دوباره توليد مىشود ؟ چگونه روح قضيه را در ازمنهء گذشته مجسم مىنمايد ؟ » « 1 »
هامش
( 1 ) . پسيكولوژى ، ص 117