سپس به اين پرسشها چنين پاسخ مىدهد : « گويا جادههاى ارتباطى ما بين قضايا توليد مىگردد و اين جادهها در مغز باقى مىماند . . . وجود اين راهها سبب محفوظ بودن يك قضيه در حافظه ، و تهييج آنها باعث دوباره به ياد آمدن آن قضيه مىگردد . » « 1 »
در جاى ديگر با نگرانى و ترديد مىگويد : « معلوم نيست ارتباط حافظه ، مدت زيادى به چه حالت در روح باقى مىماند و به چه ترتيب مىتوان قضيهء مخصوصى را دوباره در روح توليد نمود ؟ مىتوان قبول نمود كه موقع به ياد آوردن قضايا شخص بهطور ارادى فشار خون يا درجه حرارت يا عوامل ديگر فيزيكى را در مغز تغيير مىدهد . » « 2 »
مطابق نظريهء مادى بودن حافظه ، دستگاه مغز عيناً مانند دستگاه ضبط صوت است كه صدا را بر روى يك صفحه يا يك نوار ضبط مىكند . همانطورى كه مثلًا دستگاه نوار مغناطيسى اين خاصيت را دارد كه كلماتى كه در برابر ميكروفون ادا مىشود ، در خود ضبط مىكند ؛ يعنى اثرى از آنها در نقطههاى مخصوص پيدا مىشود كه هر وقت آن نقطه با عوامل خاص فنى تهييج بشود ، درست صدايى مانند همان صداى اصلى كه در برابر ميكروفون پيدا شده توليد مىكند و اينطور نيست كه هميشه صوت با حالت صوتى در نوار موجود باشد ؛ فقط وقتى به حالت صوتى موجود مىشود كه نقطهء مخصوص تهييج شود . مغز هم عيناً همينطور است ؛ اگر تأثيرات خارجى بر سلسلهء عصبى وارد شد ، سلسلهء عصبى عكس العملى توليد مىكند ، اين عكس العمل همان خاصيت ادراك كردن است و سپس اثرى از آن در يك نقطهء معين مغز باقى مىماند و كيفيت اين اثر معلوم نيست ، اين قدر معلوم است كه در حال عدم توجه كه مغز دربارهء شىء ادراك شده فعاليتى نمىكند ، ادراك با حالت ادراكى نمىتواند موجود باشد ، لكن هر وقت آن نقطهء معين تهييج شد ، ادراك اولى دوباره توليد مىگردد . اين بود خلاصهء نظريهء مادى بودن حافظه .
نقد نظريهء مادى
بر اين نظريه چند ايراد مهم وارد است :
1 . اينك مطابق اين نظريه بايد هر مفهوم ذهنى را به يك يا چند سلول معين اختصاص بدهيم و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 118
( 2 ) . همان ، ص 116