تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كه از مشخصات قوهء حافظه است ، نمىتوان نظريهء مادى بودن حافظه را پذيرفت . « 1 » 3 . مغز با همهء محتويات خود تغيير مىكند و دست‌خوش تحول و تبدل است . در طول عمر هفتاد ساله يك نفر چندين بار مادهء مغزى وى با همهء محتويات خود عوض شده و مادهء ديگرى جاىگزين آن شده ، در صورتى كه خاطرات نفسانى وى ، چه در بعد تصورات ؛ مانند چهرهء رفيق ايام كودكى اش كه در ده سالگى او را ديده و قيافهء آموزگارش كه پس از دورهء دبستان او را نديده و چه در قسمت تصديقات ؛ مثل اين كه در دبستان شنيده كه ارسطو شاگرد افلاطون بوده است و او به اين مطلب اذعان ( تصديق به اصطلاح منطق ) پيدا كرده ، تمام اين‌ها همان‌طور محكم و پابرجا در ذهنش باقى است و خلاصه تمام تصورات و تصديقات سابقش كماكان باقى مانده است و اگر اين‌ها جاىگزين در ماده بود ، قهراً تغيير كرده بود . . . . خلاصهء اين اشكال آن كه ، از نظر ثبات ادركات ذهنى ، كه از مشخصات قوهء حافظه است ، نمىتوان نظريهء مادى بودن قوهء حافظه را بپذيريم .

استدلال بر مادى بودن حافظه

طرف‌داران مادى بودن حافظه ، مهم‌ترين استدلالى كه در زمينهء مادى بودن حافظه اقامه كرده‌اند اين است كه ، ما عملًا مىبينيم حافظه به بعضى از قسمت‌هاى مغز مربوط مىشود و هر چند براى بسيارى از اعمال روحى از قبيل حافظه و دقت ، هنوز محل معين و مكان مشخصى تعيين نشده است ؛ ولى ترديدى نيست كه با تغيير يا اختلالى كه در بعضى از قسمت‌هاى دماغ پيدا مىشود ، حافظه از بين مىرود . پس معلوم مىشود كه حافظه از خواص تشكيلات مادى مغز است و اصولًا مىتوان از دو راه نظريهء مادى بودن حافظه را تأييد نمود :

الف ) عروض نسيان :

ترديدى نيست كه هر انسان بلكه [ هر ] حيوانى به تفاوت دچار فراموشى مىشود ، هيچ كس نيست كه تمام خاطرات دورهء زندگانى خود را در ياد داشته باشد و حال آن‌كه اگر حافظه غيرمادى بود ، نسيان و فراموشى معنا نداشت ، زيرا فراموشى در اثر محو شدن
هامش
( 1 ) . اصل اين همانى ( اصل عينيت ) قانونى است كه مطابق آن هر تصور و مفهومى كه وارد ذهن شد ، ذهن آن را همان تصور و مفهوم قبلى مىداند ؛ اگر تصور سياهى وارد ذهن شد ، ذهن بر اين اساس و با فرض اين قاعده كه ، « سياهى ، سياهى است » دربارهء آن ، احكام و تصديقاتى صادر مىكند : « سياهى ، سياهى است » ولى اگر اين حالت ذهن را بخواهيم در الفاظ متبلور سازيم و آن را بيان كنيم ، ناچاريم به اين عبارت « سياهى ، سياهى است » متوسل شويم ، پس اين حالت ذهن كه هر تصورى را بعد از ادراك ، همان تصور بداند ، اساس تمام معلومات بشر است . اين اصل به نام‌هاى « اصل هويت » يا « اصل هو هويت » و يا اصل عينيت ( اين همانى ) نيز در فلسفه نام گذارى شده است