مىكنيم ، سپس به ذكر تئورىهاى علمى و فلسفى دربارهء آن مىپردازيم :
مراحل گوناگون احساس از ديدگاه روانشناسان
ترديدى نيست كه اگر انسان چيزى را به وسيلهء يكى از حواس خود احساس نمود ، براى دفعات بعد مىتواند آن چيز را در ذهن خود حاضر سازد بدون آن كه احتياج داشته باشد كه آن را از نو احساس نمايد ؛ مثلًا اگر يك روز رفيق خود را در يك نقطهء معين ملاقات نمود و بين آنها مذاكراتى واقع شد ، خاطرهاى از اين ملاقات و مذاكره در ذهن او باقى مىماند و هر وقت بخواهد آن ملاقات و گفتگو را يادآورى مىكند و آن منظره و كلمات را در صفحهء ذهن حاضر مىسازد . با تميز و تشخيص اين كه اين خاطرات فعلى ، تخيل موهوم نيست كه ذهن از خود اختراع كرده باشد و احساس مجدد هم نيست ؛ يعنى آن ملاقات و گفتگو در زمان حاضر تكرار نشده است ، بلكه اين خاطرات مربوط به ملاقات و گفتگوهايى است كه در گذشته واقع شده است .
علماى روانشناس مىگويند : از ابتداى اين كه ذهن انسان چيزى را در تحت تأثير عوامل خارجى احساس مىكند تا هنگامى كه خود به خود بدون تأثير عوامل خارجى آن را در زمان بعد مورد توجه قرار مىدهد ، چهار مرحله را طى مىكند :
1 . احساس ابتدايى ( فراگيرى ) : يعنى يك چيز ابتدا بايد احساس شود تا آن كه ذهن آن را نگاهدارى و يادآورى نمايد . بديهى است تا چيزى از خارج وارد ذهن نشود ، نگاهدارى و يادآورى معنا ندارد .
2 . حفظ ( نگاهدارى ) : چيزى كه وارد ذهن مىشود تا اثرى از خود باقى نگذارد ( يا خود باقى نماند ) ، ممكن نيست خود به خود با نبودن عوامل مؤثر خارجى مجدداً در صفحهء ذهن حاضر شود .
3 . تذكر ( يادآورى ) : يعنى مورد توجه قرار دادن آن خاطرهء گذشته يا حاضر كردن آن خاطرهء گذشته در صفحهء روشن ذهن .
4 . تشخيص ( بازشناسى ) : يعنى تميز دادن اين كه اين يادآورى امر گذشته است نه احساس مجدد و نه تخيل واهى .
تئورىها و فرضيههاى دانشمندان ، راجع به مرحلهء دوم از اين چهار مرحله ( مرحلهء حفظ ) است . راجع به اين جهت كه صورتهاى ادراكى در مدتى كه مورد توجه ذهن نيست ، در چه