مرعوب كردن طرف ) موضوعاتى را از علوم مختلف : فيزيك ، فيزيولوژى ، روانشناسى و غيره پيش مىكشند كه ارتباطى به مدعا ندارد و چنين وانمود مىكنند كه اين مطالب دليل قاطع بر مادى بودن روح و خواص روحى است .
ماركس مىگويد : « به هيج وجه نمىتوان فكر را از مادهء مفكر جدا دانست ، زيرا همين ماده ، جوهر كليهء تغيرات است . » « 1 »
انگلس مىگويد « شعور و فكر ما به هر اندازه ، در سطح بالايى قرار گرفته باشد جز نتيجهء يك عضو مادى ، كه مغز باشد ، نيست و هر چه انسان را به حركت و فعاليت وا مىدارد ، بهطور قطع از مغز عبور مىكند ، حتى فكر خوردن و آشاميدن كه از راه احساس گرسنگى يا تشنگى درك مىشود نيز به مغز مربوط است ، زيرا كليهء آنها احساساتى هستند كه در مغز قابل ادراك هستند و به لفظى ديگر واكنش از جهان خارج هستند كه در مغز انسان وارد گشته و به صورت احساسات و فكر و محركات و ارادهها تجلى مىكنند . » « 2 »
ژرژ پوليستر مىنويسد : « علوم طبيعى اين حقيقت را روشن مىكنند كه نقص تكاملى مغز انسان بزرگترين مانع در راه تكامل شعور و فكر او است و اين چنين نقصى را بلاهت و كند ذهنى مىگويند . بنابراين ، فكر نتيجهء كامل تاريخى طبيعت است كه در مرحلهاى بسيار عالى از كمال قرار داشته و در كليهء انواع جانداران در اندامهاى حسى و دستگاه عصبى و به ويژه در كاملترين بخش مركزى آن ، يعنى مغز ، كه بر تمام اندامهاى عضوى حاكم است ، وجود دارد . » « 3 »
دكتر تقى ارانى در جزوهء بشر از نظر مادى مىگويد : « موقع فكر كردن تغييرات مادى در سطح دماغ بيشتر مىشود ، خون متوجه دماغ مىگردد ، مغز بيشتر غذا را مىگيرد و بيشتر مواد فسفرى پس مىدهد بهطورى كه در ادرار شخص فكر كننده مقدار اين ماده بيشتر مىشود .
موقع خواب كه مغز كار زياد انجام نمىدهد كمتر غذا مىگيرد ، اين خود دليلى بر مادى بودن آثار فكرى است . »
براى روشن شدن نقاط ضعف نظريهء ماديون بايد توجه داشت كه ، بحث پيرامون
هامش
( 1 ) . ماديت ديالكتيكى و ماديت تاريخى ، ترجمهء عربى ، ص 19
( 2 ) . لودويك فوير باخ ، ترجمهء عربى ، ص 64
( 3 ) . الماديه و المثالية فى الفلسفه ، ص 64