در خارج و انجام يافتن فعاليتهاى عصبى ) مورد تسليم و قبول قاطبهء دانشمندان « رئاليست » مىباشد كه به دنياى خارجى ايمان دارند ، چه روحى و چه مادى . اختلاف روحيون با ماديون در مطلب ديگرى است كه ذيلًا گفته خواهد شد . اين نكته نيز ناگفته نماندكه هيچ كس به انجام يافتن فعاليتهاى عصبى در مغز خودش حضوراً آگاه نيست ، بلكه اطلاعاتى كه هر كس در اين باب دارد ، در اثر كشفيات علمى دانشمندان است . اساس اختلاف در اين مطلب است كه دانشمندان روحى از راه عدم انطباق امور روحى بر خواص عمومى ماده اثبات مىكنند كه امور روحى - همانها كه حضوراً به آنها آگاه هستيم - مادى نيست . پس نمىتواند بر فعاليتهاى عصبى منطبق شود . پس فعاليتهاى عصبى مقدمهء پيدايش يك سلسله امور غير مادى است نه عين آنها ؛ اما دانشمندان مادى به جاى آن كه به اصل مطلب توجه كنند و ثابت كنند كه آنچه ما درك مىكنيم عين همين فعاليتهاى عصبى است ، از مطلب خارج شده ، از كتب فيزيك يا فيزيولوژى يا روانشناسى جديد ( كه مطابق اسلوب ويژهء خود [ يعنى مشاهده و تجربه ] موضوع ماهيت و چگونگى امور روحى را از بحث خارج مىكند ) مطالبى را ذكر مىكنند كه ربطى به مدعاى فلاسفه ندارد و مثل اين كه پيش خود گمان مىكنند كه كسانى كه روح و امور روحى را مجرد مىدانند ، از اين مطالب آگاهى نداشته و اگر آگاهى پيدا كنند داعى براى عقيده به تجرد روح نخواهند داشت ، در حالى كه الهيون از كاوشهاى علم مطلعند ؛ ولى ادراكات را مادى نمىدانند .
3 . امور روحى و نفسانى نيز مانند همهء امور جهان ، تابع اصول و قواعد و قوانين معينى است و رابطهء عليت و معلوليت بين خود آنها يا بين هر يك از آنها و مواد بدنى يا عوامل خارجى برقرار است .
روانشناسى جديد مطابق اسلوب ويژهء خود ( مشاهده و تجربه ) همين اصول و قوانين را بيان مىكند . دانشمندان و فلاسفهء روحى هيچ گاه ادعا نكردهاند كه روح و امور روحى از قيد هرگونه اصل و قانونى آزاد است و تابع هيچ قاعدهء علمى نيست ، تنها چيزى كه اثبات كردهاند اين است كه روح و امور روحى خاصيتهاى مخصوص ماده را ندارند و قوانين مادى بر آنها حكومت نمىكند . على هذا نسبتهايى كه بعضى از ماديون دانسته يا ندانسته به دانشمندان روحى مىدهند ، به كلى بىاساس است .
دكتر ارانى در كتاب پسيكولوژى صفحهء 6 ، پس از آن كه شرحى در اطراف تغيير سبك
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٦٩