تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
ديالكتيك با گروهى كه هم عقيدهء خودشان مىباشند به جنگ برخاسته و سخنانشان را ابطال مىنمايند ، در صورتى كه شناخت نسبى به مفهوم اين كه هر انسانى طبق شرايط ، شناخت او هم دگرگون مىشود . اين كلام در نهايت با سخن ايدئاليست‌ها مساوى است ، از اين رو ماترياليسم بايد در صف ايدئاليست قرار گرفته و در فهرست آن‌ها ثبت نام كند و همه با هم شناخت جهان را منكر شوند ، حتى بديهىترين مفهوم عليت و معلوليت را نيز نفى كنند ، زيرا وقتى هر كسى طبق اعصابش جهان را بشناسد و در لحظهء بعدى شناختش عوض شود ، پس بايد گفت : اصلًا شناختى وجود ندارد . واعظى مىگفت : پل صراط از مو باريك‌تر و از شمشير تيزتر است ، شنونده‌اى گفت : آقا پس بفرماييد اصلًا پل صراطى نداريم !

پاسخ مجدد دانشمندان ديالكتيك

واقعيت خارج چون در تحول دايمى است ، ثابت نيست و تغيير عين ذاتش مىباشد و وصف و موصوف در آن يكى است . در واقع شىء خارجى مساوى است با تحول ، چنان‌چه تحول هم با اشياى خارجى ، اتحاد بلكه عينيت دارد . اگر چه به حسب تعبير ، از اين مصداق با مجموع دو مفهوم حكايت مىكنيم و مىگوييم : تخم مرغ تبديل به جوجه شد يا خاك تبديل به گل و گياه گرديد ، در صورتى كه تغيير با تخم مرغ يكى است و تحول عين ذات اشيا است نه صفتى كه بر شىء عارض مىشود ؛ مانند سياهى كه بر جسمى عروض پيدا مىكند . و آن‌گاه متافيزيك دو مفهوم مطلق مىپندارد ؛ ماده و اشيا را مطلق پنداشته و اصل تحول را هم مفهوم مطلق مىشمارد ؛ يعنى واقعيت خارجى را ثابت و مطلق گرفته و طبعاً مفهوم و تغيير را نيز مطلق مىانگارد و حال آن‌كه واقعيت خارجى پيوسته در حال تغيير است و به تبع آن مفاهيم ذهنى نيز متغير هستند .

پاسخ مجدد ما

تغيير و تحول را در واقعيت « ماده » قبول داريم ، زيرا خارج ، ظرف تحول است ؛ ولى « فكر » اين خاصه را ندارد و همين سخن كه شما مىگوييد : اين مفهوم در پندار شما « مطلق » و « ثابت » است دليل ما است بر مدعاى خودمان ، چون اين مفهوم و قضاوت را كه به صورت يك قضيهء